این مقاله به بررسی عمیق سکانس خشونت در سریال محکوم، پیامدهای آن و مسئولیت رسانهها در قبال مخاطبان میپردازد.در روزگاری که رسانهها قرار بود آینهای برای بازتاب امید، آرمانها و زیباییهای زندگی باشند، امروز بیشتر شبیه دریچهای رو به تاریکی و خشونت شدهاند. پلتفرمهای نمایش خانگی که روزی قرار بود بستری برای قصههای متفاوت و عمیق باشند، این روزها با نمایش بیمحابای خشونت، به یک پدیده نگرانکننده تبدیل شدهاند. نمونهای از این رویکرد، سکانس خشونت در سریال محکوم است که با نمایش فجیع یک صحنه قتل، بسیاری از مخاطبان و کارشناسان را به واکنش واداشت. این سکانس، بار دیگر بحث جدی درباره تأثیرات محتوای خشن بر روی جامعه، به خصوص نوجوانان، را آغاز کرده است.

وقتی رسانه آینه تاریکی میشود
سکانس خشونت در سریال محکوم نمونهای بارز از این رویکرد است که با چاقوکشی و قتل دلخراش «مهیار» همراه بود. این صحنه، بدون هیچگونه هشدار مناسبی به نمایش درآمد و به سرعت در فضای مجازی منتشر شد، بیآنکه به پیامدهای روانی آن بر روی مخاطب فکر شود. نمایش بیپرده سکانس خشونت در سریال محکوم نشان میدهد که گاهی سازندگان برای جذب مخاطب، از خطوط قرمز اخلاقی و فرهنگی عبور میکنند.
این اولین بار نیست که چنین اتفاقی در پلتفرمهای داخلی رخ میدهد؛ از صحنه تجاوز در سریال «شغال» گرفته تا قتلهای وحشیانه در آثار دیگر، تصویری که به مخاطب ارائه میشود، نه تنها هشداری یا انتقادی نیست، بلکه به نوعی «عادیسازی خشونت» میانجامد. این روند، زنگ خطری جدی برای سلامت روان جامعه است.
برای آگاهی از شباهتهای این سریال با آثار دیگر، مقاله شباهت سریال محکوم به زیر تیغ را مطالعه کنید.
عادیسازی خشونت و تأثیرات آن بر روان جامعه
کارشناسان روانشناسی بارها هشدار دادهاند که تماشای مکرر سکانس خشونت در سریال محکوم و موارد مشابه، آستانه تحمل مخاطب را کاهش میدهد و پرخاشگری را در جامعه افزایش میدهد. این تأثیرات آرام اما ماندگار هستند. وقتی کودکان و نوجوانان به راحتی به چنین محتواهایی دسترسی دارند، تصویری که از جهان در ذهنشان شکل میگیرد، تصویری سیاه و پر از بیرحمی است.
به جای آنکه شبها با آرامش به خواب روند، با سکانس خشونت در سریال محکوم و صحنههای مرگ و خون بیدار میشوند. این امر میتواند به مرور زمان، سلامت روان جامعه را به خطر بیندازد و روابط انسانی را تحت تأثیر قرار دهد. نمایش بیپروای خشونت، به جای آنکه بینش و آگاهی به مخاطب بدهد، تنها حس ترس و ناامیدی را در او تقویت میکند.
برای مشاهده این سریال از ابتدا، میتوانید به مقاله قسمت اول سریال محکوم مراجعه کنید.

مسئولیت رسانه در قبال مخاطب و جامعه
در نهایت، باید از رسانهها و پلتفرمهای نمایش خانگی پرسید که آیا وقت آن نرسیده است که به وظیفه فرهنگی و تربیتی خود عمل کنند؟ نمایش سکانس خشونت در سریال محکوم و آثار مشابه، یک سهلانگاری بزرگ است. خشونت اگر هم قرار است روایت شود، باید با هدف نقد، تحلیل و محدودیت سنی دقیق همراه باشد، نه به شکل اغراقآمیز و بیمحابا. رسانه نباید آینهای باشد که چهره جامعه را زشتتر از آنچه هست نشان دهد، بلکه باید نوری بتاباند بر ظرفیتهای خوب، قهرمانهای واقعی و امیدهای خاموششده.
برای آشنایی با یکی از شخصیتهای اصلی این سریال، مقاله قاضی زن در سریال محکوم را مطالعه کنید.
زمانی نهچندان دور، سریالهایی مانند «خانه سبز» و «همسران» با طنز سالم و داستانهای انسانی، نه تنها سرگرمی میآفریدند بلکه نسخهای از «زندگی بهتر» را هم نشان میدادند. اما امروز، پلتفرمها از قهرمانان واقعی خالیاند. پدر و مادرهای خسته، معلمهای فداکار، کارگران زحمتکش و جوانهای امیدوار، جای خود را به جنایتکاران روانپریش و خانوادههای پر از نفرت و مرگ دادهاند. باید دید آیا سکانس خشونت در سریال محکوم درس عبرتی برای سازندگان خواهد بود یا این روند نگرانکننده ادامه خواهد داشت. موفقیت تجاری یک اثر نباید فدای مسئولیتهای اجتماعی آن شود.




