اصلاً فکرش را میکردید که حواشی پشت صحنه یک رئالیتیشوی دوستیابی تا این حد داغ و جنجالی شود؟ فصل دوم برنامه «عشق ابدی» با انبوهی از درگیریها، افشاگریها و البته، اظهارات بحثبرانگیز شرکتکنندگان، به پایان رسید اما جنجالها همچنان ادامه دارد. این برنامه، که ادعای پیدا کردن «عشق واقعی» را داشت، در واقع بیشتر به محفلی برای دروغ های فصل دوم عشق ابدی تبدیل شد؛ دروغهایی که با گذشت زمان لو رفتند و ماهیت واقعی روابط و شخصیتها را نشان دادند. حالا بریم سراغ بررسی تکتک این ادعاها و تناقضها که سر و صدای زیادی به پا کردند و نشان میدهند که چرا عنوان دروغ های فصل دوم عشق ابدی کاملاً شایسته این فصل پرحاشیه است.
سن واقعی عسل در عشق ابدی
یکی از سوژههای اصلی که در فضای مجازی دست به دست شد و در زمرهی دروغ های فصل دوم عشق ابدی قرار گرفت، موضوع سن شرکتکنندگان بود! اگرچه در برنامههای این چنینی، تلاش برای جوانتر نشان دادن خود امری رایج و قابل درک است، اما این بار ماجرا کمی متفاوت بود و کاملاً به چشم آمد. وقتی شرکتکنندهای به نام عسل وارد ویلا شد، سن ۲۳ سالگی او بلافاصله زیر سؤال رفت. اصلاً عجیب نبود که درست زمانی که مخاطبان داشتند با ادعای ۲۴ ساله بودن فرناز کنار میآمدند، با یک ادعای سنّی جدید مواجه شدند که تناقضهای ظاهری را تشدید میکرد.
ما میدانیم که سبک زندگی، ورزش و تغذیه سالم میتواند افراد را جوانتر از سن واقعیشان نشان دهد، اما در این برنامه، اظهارات مطرحشده توسط شرکتکنندگان دقیقاً برعکس به نظر میرسید و انگار تلاش برای پنهان کردن سن واقعی، تبدیل به یک عرف در میان این افراد شده بود. همین تناقضها، اولین پرده از دروغ های فصل دوم عشق ابدی را کنار زد و این سؤال را در ذهن بیننده ایجاد کرد که اگر یک فرد در مورد یک عدد ساده مانند سن خود صداقت ندارد، چطور میتوان به ادعاهای عاطفی بزرگتر او اعتماد کرد؟ بههرحال، فرناز و عسل، هر دو با ادعای سن خود، به بحثبرانگیزترین چهرههای سنّی این فصل تبدیل شدند.

رابطه کیمیا و یاشار در عشق ابدی
رابطه مثلثی کیمیا، آیدا و یاشار یکی از پرتنشترین و در عین حال، پر از پنهانکاریترین بخشهای فصل دو بود که در آن، صداقت عاطفی به چالش کشیده شد و مجموعهای از دروغ های فصل دوم عشق ابدی را برملا کرد. آیدا، که با یاشار کات کرده بود، به طور علنی به این موضوع اشاره کرد که کیمیا دقیقاً ۱۰ ثانیه پس از کات کردن آنها، به دنبال یاشار رفته تا با او دوست شود. این ماجرا، که ریشهی اصلی درگیریها و حواشی بعدی بود، در نهایت به جایی رسید که آیدا در اوج خشم، یاشار و کیمیا را آنفالو کرد!
آیدا حرف درستی میزند که: «چیزی رو که آدم میفهمه نگید نبوده. انکار نکنید، به شعور آدم توهین نکنید». این پافشاری کیمیا بر «بیغرض» بودن و ادعای «دوستی» در حالی که آیدا به وضوح شاهد تلاش او برای نزدیک شدن به پارتنر سابقش بوده، یکی از بزرگترین پنهانکاریها و دروغ های فصل دوم عشق ابدی بود که مخاطب را به شک و تردید واداشت. در نهایت، همین فشارها و افشاگریهای بعد از برنامه، بار دیگر ثابت کرد که صداقت در روابط، حتی در رئالیتیشوها نیز باید یک اصل اساسی باشد.
تناقض های شخصیتی شرکت کنندگان عشق ابدی
معمای قد مهیار
مهیار، شخصیت بلاتکلیف برنامه، مدام در حال تلاش برای اثبات خود بود، اما ادعاهای او تناقضات زیادی داشت. مسئله قد او یکی از سوژههای داغ برنامه بود؛ تا جایی که مخاطبان به شوخی اشاره کردند مهیار حتی اگر گلدان یا قابلمه هم روی سرش بگذارد، به قد ۱۸۰ نمیرسد و «الکی زور نزن». این اصرار بر نمایش یک تصویر غیرواقعی از قد و قامت، یک نوع دروغ فصل دوم عشق ابدی است که بیشتر شبیه فریب دادن خود میماند تا مخاطب.

علاوه بر این، در مورد هویت و اعتقادات او نیز ابهاماتی وجود دارد که عمق بیشتری به دروغ های فصل دوم عشق ابدی میبخشد. فردی که روی گردنش قرآن تتو کرده و روی گوشش صلیب دارد، نشاندهندهی یک بلاتکلیفی عمیق در شناخت خود و اعتقادات شخصی است. به قول مخاطبان، او هنوز خود و اعتقادات خود را نشناخته، اما به دنبال پارتنر میگردد. این تضادها در کنار حواشی دیگری مانند افشای فیلم خصوصی مهیار و یلدا که در فضای مجازی مطرح شد، شخصیت او را به یکی از بحثبرانگیزترینها تبدیل کرد.
اعتماد به نفس کاذب نازنین
نازنین، چهرهی جنجالی برنامه که بار طنز را به دوش میکشد، با دیس کردن همه، حواشی زیادی خلق کرد. او به دیگران برچسب «همستر» و «صورت ژلی» زد. او حتی در درگیری با فرناز بر سر جاوید زبان به افشاگری گشود و ماجرا را بسیار داغ کرد. اما همین نازنین که چنین اظهارات تندی میکند، ادعاهای بزرگی در مورد شخصیت و استایل خود دارد. او میگوید: «آدمی مثل من توی جامعه کمه».
همچنین، نازنین در واکنش به رد شدنها، میگفت که صحبت کردن با او «اصلاً در شأن من نیست». این حجم از اعتماد به نفس که گاهی به نظر میرسد از یک موقعیت واقعی نشأت نمیگیرد، یک خودفریبی و دروغ های فصل دوم عشق ابدی دربارهی جایگاه اجتماعی است. جالب اینجاست که او همزمان از استایلش دفاع میکند و دیگران را دیس میکند، اما واقعیت این است که این خودشیفتگی، در دنیای واقعی، با واکنشهای متفاوتی روبرو میشود. این تناقض در رفتار و گفتار نازنین بسیار ملموس بود. البته بعداً عذرخواهی یاسمن و فردین از نازنین نشان داد که شاید پشت این لحن تند و انتقادی، حقایقی نهفته بودهاند که دیگران جرأت بیانش را نداشتند.

دیده شدن یاسمن به هر قیمتی
یاسمن یکی دیگر از شرکتکنندگانی بود که ماهیت حضورش در برنامه، شفاف نبود. او در میکاپ و مدل مو با سودا رقابت میکرد. اما نکتهی قابل تأمل این بود که عکسها و ویدیوهای شخصی او در پیجش، هیچ خبری از این آرایشها و مدل موهای غلیظ نداشتند. مهمتر اینکه، یاسمن در یکی از مصاحبههایش اعتراف کرده بود که اولین دلیل او برای شرکت در این برنامه، دیده شدن بوده است. پس این آرایشهای سنگین و سبک لباس پوشیدن خاص، صرفاً تلاشی برای «بلد شدن» شخصیتش و جلب توجه بیشتر بود. این نقابِ عاشق واقعی نبودن، یکی دیگر از دروغ های فصل دوم عشق ابدی بود که به وضوح افشا شد و هدف اصلی او را برملا کرد.
بازتاب های اجتماعی دروغ های فصل دوم عشق ابدی
رئالیتیشوها، فارغ از میزان واقعنماییشان، همیشه بازتابی از یک بخش از جامعه و فرهنگ را به نمایش میگذارند. در «عشق ابدی»، ما شاهد سطح جدیدی از نمایش خودخواهیها، عدم صداقت در روابط و تلاش برای زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی بودیم. این موارد به شدت در لیست دروغ های فصل دوم عشق ابدی جای میگیرند، چرا که صداقت در روابط، اساس یک رئالیتیشوی «عاشقانه» است.
استفاده از عبارت «دروغهای فصل دوم عشق ابدی» تنها به معنای ادعاهای فیزیکی یا سنّی نیست، بلکه شامل نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی نیز میشود. بهعنوان مثال، این حرف که «اگر کسی ادعای یکرنگی میکنه سر دختر نباید رفیقشو…» اشاره به زیر پا گذاشتن مرام و دوستی به خاطر یک رابطه عاطفی دارد. آیا در این جستجوی «عشق ابدی»، اصول انسانی و رفاقت کاملاً فراموش شده بودند؟ این تناقضات اخلاقی و رفتارهای جنجالی به حدی رسید که حتی در فینال اول، شاهد رسوایی بزرگ در فینال اول فصل دوم عشق ابدی و اخطار پرستو صالحی بودیم. با وجود همه این دروغ های فصل دوم عشق ابدی، آیا واقعاً میشود در چنین فضایی، دنبال «عشق ابدی» گشت؟

به عنوان یک تجربه، تماشای این برنامه نشان میدهد که چطور در محیطهای نمایشی، افراد تمایل دارند خود را چیزی غیر از آنچه هستند، نشان دهند تا در ذهن مخاطب، «بیشتر» باشند. اما در نهایت، حقیقت، چه در مورد سن عسل و چه در مورد نیتهای کیمیا، آشکار میشود. واقعاً سؤال اینجاست، تماشای چنین برنامههایی چقدر میتواند درک ما از روابط واقعی و صادقانه را تحت تأثیر قرار دهد؟ به نظر میرسد این فصل، بیش از آنکه محلی برای عشق باشد، به صحنهای برای نمایش دروغ های فصل دوم عشق ابدی تبدیل شد.




