در روزهایی که سینمای ایران مشغول کارزار اکران فیلمهای پرفروش بود، ناگهان خبرهایی از پشت صحنه، توجهات را به سمت یکی از محبوبترین و پرکارترین چهرههای این عرصه جلب کرد. موج اولیه افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی از همان ابتدا با ابعاد وسیع و تکاندهندهای همراه شد. ماجرا با شکایت یک زن جوان ۲۱ ساله آغاز شد که به اتهام آزار و اذیت جنسی به مراجع قضایی شکایت برده بود. انتشار خبر بازداشت موقت پژمان جمشیدی در اواخر مهر ماه، همانند یک انفجار خبری در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی ایران عمل کرد. در کشوری که طرح چنین اتهاماتی علیه چهرههای مشهور، به ندرت به بازداشت و پیگیری قضایی میانجامد، این اتفاق شوکی عمیق به جامعه وارد کرد.
در ساعات اولیه، همانطور که انتظار میرفت، موجی از حمایتهای بیقید و شرط از سوی همکاران ورزشی و هنری پژمان جمشیدی به راه افتاد. این افراد با تاکید بر “اخلاق حرفهای” و “صداقت” آقای بازیگر، فضای شبکههای اجتماعی را با هشتگهایی مثل #قضاوت_نکنیم پر کردند. واقعاً فکر میکردید این موج حمایتی اولیه دوام بیاورد؟ اما این حمایت دیری نپایید. با شکستن سکوت شاکی و مادرش در گفتوگوهای رسانهای و بیان جزئیاتی تکاندهنده از شب حادثه، افکار عمومی شروع به چرخش کرد. برای نخستینبار در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از جامعه، در مقابل یک چهره مشهور، در کنار قربانی احتمالی خشونت جنسی ایستاد. این تغییر نگرش، زمینهساز شکلگیری موجهای بعدی افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی شد.
موج دوم افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی
در حالیکه پرونده اولیه هنوز در مراحل قضایی خود قرار داشت، دومین موج از افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی رسانهای شد. این بار، روایتها از مرزهای داخلی فراتر رفت. یک زن ایرانی که اکنون مجبور به زندگی در تبعید است، سکوت چندین ساله خود را شکست و ماجرای آزار جنسی خود را در زمستان سال ۲۰۱۸ توسط «چهره محبوب سینما» فاش کرد. این روایت که در ابتدا توسط روزنامه معتبر فرانسوی «لیبراسیون» منتشر شد، بار دیگر ابعاد پرونده را گسترش داد و توجه جامعه جهانی را نیز به موضوع افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی جلب کرد.

این زن که با نام مستعار “عسل” از او یاد شده، تجربه خود را از مواجهه با رفتار تهدیدآمیز و آزارگرانه «سوپراستار» در یک فضای به ظاهر دوستانه، بازگو کرد. طرح چنین روایتهایی در رسانههای خارجی، عمق مشکل را در جامعهای که قربانیان آزار جنسی با موانع متعدد قانونی و فرهنگی مواجه هستند، نشان داد. اصلاً فکرش رو میکردی که پرکارترین بازیگر سالهای اخیر ایران، تا این حد مورد اتهامات سنگین قرار بگیرد؟ بهخصوص پس از آزادی با وثیقه میلیاردی، بحث بر سر خروج او از کشور و هدف از این سفر مطرح شد. در این رابطه، خروج پژمان جمشیدی از کشور به تفصیل به این موضوع پرداخته است.
پشت پرده سکوت دختران
یکی از پرسشهای کلیدی که در جریان این جنجال مطرح شد، این بود که چرا روایتهای افشاگری سالها بعد فاش میشوند؟ در واقع، باید بدانیم که در ماجرای خشونت جنسی، سکوت معمولاً به سود فرد قدرتمندتر و با نفوذتر تمام میشود. در جامعه، متأسفانه، روایت قربانیان به سادگی به باد انتقاد و قضاوتهای ناعادلانه گرفته میشود. بسیاری از کاربران در همان ساعات اول مینوشتند: «حتماً دنبال شهرت است» یا «لابد خودش خواسته».
این نوع واکنش تودهای که نه به دنبال حقیقت است و نه عدالت، خود به تنهایی دیواری محکم در مقابل افشاگری دختران و زنان قربانی میسازد. در واقع، این شرایط است که باعث میشود قربانی به جای حمایت، با احساس گناه و سرزنش مواجه شود و تصمیم بگیرد تا سالها سکوت کند. این الگو نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از جنبشهای جهانی مانند “می تو” (Me Too) نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی میتواند نقطه عطفی در شکستن این سکوت باشد.
دفاع قاطع پژمان جمشیدی
در مقابل موج سنگین اتهامات، پژمان جمشیدی سکوت خود را شکست. او که پس از آزادی با قید وثیقه، بهطور قانونی از کشور خارج شده بود (برای دیدار با خانوادهاش در کانادا)، از طریق فضای مجازی خواهرش به این حواشی واکنش نشان داد. در این باره او پیام صوتیای نیز منتشر کرد. جمشیدی در بیانیهای قاطع، تمامی ادعاهای شاکی و مادرش را «ساختگی» و «کذب محض» خواند و حتی «قسم به خاک مادرش» خورد که داستان تجاوز به شکلی که ادعا شده، دروغ است. او همچنین ادعای شاکی مبنی بر تأیید تجاوز توسط پزشکی قانونی را رد کرد و تاکید کرد که نتایج پزشکی قانونی موجود در پرونده، دقیقاً خلاف ادعای شاکی است.

این واکنش، عمق تقابل دو روایت در پرونده افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی را نشان میدهد. جمشیدی در مورد سفر خود به خارج از کشور نیز توضیح داد که این سفر برای دیدن پدر و اقوامش پس از ده سال و به دلیل دوری از سینما بوده است، اما با تأکید اعلام کرد که به زودی به ایران بازخواهد گشت: «من مطیع قانون کشورم هستم و مطیع دستورات دستگاه محترم قضایی. مگر کاری کردهام که ترسیده باشم و فرار کنم؟ من جایی جز ایران را در دنیا نمیشناسم و برای پس گرفتن حق خودم باز میگردم.»
قضاوت افکار عمومی در پرونده پژمان جمشیدی
این پرونده ابعاد پیچیده و دردناکی از وضعیت اجتماعی را نمایان کرد. از یک سو، با زنانی مواجهیم که با شجاعت به افشاگری دست زدهاند و از سوی دیگر، با یک چهره مشهور روبهرو هستیم که اتهامات را شدیداً تکذیب کرده و خواهان پیگیری قضایی است. چگونگی برخورد افکار عمومی با پرونده افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی، اهمیت حیاتی در روند آن دارد.
قضاوت افکار عمومی در این میان، خود به یک چالش اخلاقی تبدیل شد. بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند که قضاوت عجولانه، چه در جهت حمایت مطلق از چهره مشهور و چه در جهت سرزنش او، نه تنها عدالت را به تأخیر میاندازد، بلکه به کلیت فرآیند حقیقتیابی آسیب میرساند. هانا آرنت، فیلسوف مشهور، میگوید: «حقیقتها همواره در معرض خطرند، زیرا در قلمرو سیاست و افکار عمومی، همواره وسوسهای برای جایگزینکردن «نظر» به جای حقیقت وجود دارد.» این پرونده مصداق بارز این هشدار بود.
آینده پرونده پژمان جمشیدی پس از افشاگری دختران
حالا بریم سراغ بخش مهم ماجرا: سرنوشت. این پرونده حقوقی مسیر طولانی در پیش دارد. اگرچه پژمان جمشیدی قول داده است که به ایران بازگردد و برای اثبات بیگناهی خود تلاش کند، اما ابعاد این جنجال به حدی گسترده شده که فارغ از نتیجه نهایی دادگاه، قطعاً بر تصویر حرفهای و جایگاه اجتماعی او تأثیر خواهد گذاشت.

آیا سیستم قضایی میتواند با شفافیت کامل، به این پرونده رسیدگی کند و فارغ از شهرت متهم، حقیقت را به جامعه ارائه دهد؟ آیا جامعه، آمادگی پذیرش هر یک از این دو روایت متضاد را دارد؟ این پرونده نه فقط درباره سرنوشت یک بازیگر، بلکه درباره سلامت اخلاقی جامعه، جایگاه قربانیان و اعتبار سینمای ایران است. افشاگری دختران علیه پژمان جمشیدی در هر صورت، یک زنگ خطر جدی برای صنعت سینما و شهرتهای کاذب خواهد بود. آینده نشان خواهد داد که این «رسوایی پرده نقرهای» چه فرجامی خواهد داشت.




