درامی تازه از ذهن نابغهای که «Breaking Bad» و «Better Call Saul» را خلق کرد، با نام سریال Pluribus دنیای تلویزیون را شوکه کرده است. این اثر علمیتخیلی عجیب و تفکربرانگیز، با داستانی درباره ویروسی که انسانها را به ذهن جمعی خوشحال تبدیل میکند، یکی از متفاوتترین آثار سالهای اخیر شناخته میشود. منتقدان از حالا آن را اثری جسورانه و تأملبرانگیز میدانند که میتواند مسیر آثار تلویزیونی را تغییر دهد.
داستان سریال Pluribus؛ وقتی خوشبختی به یک فاجعه تبدیل میشود
در سریال Pluribus اخترشناسان سیگنالی از فضا دریافت میکنند که حاوی دستورالعملی ژنتیکی است. این دستورالعمل، به شکل ویروسی منتشر میشود که به مرور انسانها را به ذهنی واحد و به ظاهر شاد تبدیل میکند. همه مردم ناگهان خوشحال و هماهنگ میشوند، اما چیزی عمیقتر در حال رخ دادن است.
در میان این آشوب، «کارول استورکا» — نویسنده رمانهای عاشقانه — تنها انسانی است که از این تغییر مصون مانده است. مرگ ناگهانی شریک زندگیاش، هلن، باعث میشود او به جستوجوی حقیقت برود و بفهمد چرا از این «خوشبختی اجباری» در امان مانده است.
این طرح داستانی یادآور ساختار دراماتیکی است که گیلیگان در آثار قبلیاش به کار میبرد؛ دنیایی خاکستری میان خیر و شر، و قهرمانی که به اجبار وارد نبردی اخلاقی میشود.

بازیگران؛ چهرههایی آشنا در دنیایی ناآشنا
قدرت سریال Pluribus نه فقط در ایده جذابش، بلکه در انتخاب بازیگرانش نهفته است.
- ری سیهورن (Rhea Seehorn) در نقش کارول استورکا، نقش اصلی و ستون داستان را بازی میکند. او همان بازیگریست که در «Better Call Saul» درخشید و حالا با بازیای پیچیده و کنترلشده، به قهرمانی تبدیل میشود که از نجات جهان بیزار است.
- میریام شور (Miriam Shor) در نقش هلن، شریک عاطفی کارول، عمق احساسی اثر را شکل میدهد. رابطه آنها، قلب تپنده احساسی داستان است.
- کارولینا ویدرا (Karolina Wydra) نیز در نقش زوسیا ظاهر میشود؛ متحدی غیرمنتظره که به کارول در مواجهه با این ذهن جمعی کمک میکند.
تعدادی از کاربران فضای مجازی نوشتهاند که «ری سیهورن سزاوار دریافت جوایز بزرگ تلویزیونی است»، و منتقدان نیز عملکرد او را در سطح برترین نقشهای سال دانستهاند.
نقدها و واکنشها؛ ترکیبی از تحسین و تردید
منتقدان معتبر از همان قسمت نخست، سریال Pluribus را به خاطر جهانسازی منحصربهفرد و درونمایه فلسفیاش تحسین کردند. اما برخی نیز از ریتم کند و لحن تأملی آن انتقاد کردهاند. در مجموع، نقدها این اثر را «ترکیبی از طنز سیاه، تخیل علمی و اندیشههای اگزیستانسیالیستی» توصیف کردهاند.
کاربری با نام پیچک نوشته بود:
«بعد از اپیزود هشتم Better Call Saul از شدت لذت از یه اپیزود به کارگردانش درود نفرستاده بودم. این سریال دوباره اون حس رو زنده کرد.»
این بازخوردها نشان میدهد گیلیگان بار دیگر توانسته با استفاده از ساختار روایی منحصربهفردش، بیننده را به سفری ذهنی و احساسی ببرد.
وینس گیلیگان؛ نابغهای که از ضدقهرمان به ضدخوشبختی رسید
نام وینس گیلیگان همواره مترادف با تحول در روایت تلویزیونی بوده است. او که پیشتر با خلق شاهکارهایی چون «Breaking Bad» دنیای تلویزیون را متحول کرد، در سریال Pluribus پا را فراتر گذاشته و به سراغ مفهومی وجودی رفته است: آیا شادی اجباری، مرگ اراده انسان نیست؟
این رویکرد فلسفی یادآور بازتعریفهای سینمایی در دهههای گذشته است؛ درست مثل بازگشت خیرهکننده پادشاه پاپ در فیلم مایکل که نگاهی تازه به مفهوم اسطورهسازی دارد. هر دو اثر، از زاویهای متفاوت، به پرسش درباره «انسانیت در دنیایی مصنوعی» میپردازند.

شباهتهای تماتیک با دیگر آثار تلویزیونی
اگرچه جهان سریال Pluribus علمیتخیلی است، اما از لحاظ تماتیک به آثار اجتماعی و فلسفی نزدیکتر است. مفاهیمی چون کنترل ذهن، اراده آزاد، و معنای واقعی خوشبختی، یادآور نبرد درونی شخصیتهای «والتر وایت» و «سائول گودمن» است.
درواقع، Pluribus را میتوان ادامهی مسیر فکری گیلیگان دانست؛ مسیری از اخلاق به فلسفهی هستی. و این همان چیزی است که طرفداران واقعی تلویزیون عاشق آناند.
مقایسهای با دیگر جهانهای تخیلی
در عصر سلطهی بلاکباسترهای پرهزینه و فانتزیهای پرزرقوبرق، Pluribus ثابت میکند که هنوز هم میتوان با داستانی انسانی، اثری بزرگ ساخت. درست مثل سریالهایی که جهانهای متفاوتی را روایت میکنند، از جمله اسپارتاکوس خاندان آشور با نبردهای خونینش
یا سریال گودزیلا جدید که ترکیبی از هیولا و احساسات انسانی است.
گیلیگان در Pluribus نیز جهانی ساخته که هرچند تخیلی است، اما احساساتش واقعیتر از بسیاری از آثار درام واقعگرایانه است.
نتیجهگیری
با پخش نخستین قسمتها، روشن است که سریال Pluribus نه صرفاً یک درام علمیتخیلی، بلکه تجربهای فلسفی درباره ماهیت انسان است.
سؤالی که در ذهن بیننده باقی میماند این است:
آیا دنیایی که همه در آن خوشبختاند، واقعاً جای بهتری برای زندگی است؟
بهنظر میرسد وینس گیلیگان دوباره موفق شده با نگاهی فلسفی و روانکاوانه، مرزهای تلویزیون را جابهجا کند.




