قسمت شانزدهم و پایانی سریال پسر خوب، با یادآوری یون-ها از قدرت و غیرقابل پیشبینی بودن جو-یونگ آغاز میشود. جو-یونگ آنقدر توانایی ویرانگری دارد که میتواند شهر اینسونگ را به کلی از بین ببرد. این صحنه ما را به لحظات پایانی قسمت قبل وصل میکند؛ جایی که یک کامیون کاملاً منفجر میشود و تیم برای نجات جان خود تلاش میکند. آنها درست به موقع فرار میکنند، زیرا کل منطقه به یک جهنم سوزان تبدیل میشود. این انفجار مهیب، آغازگر پایان سریال پسر خوب و نبردی تمامعیار است.
انفجارهای پیدرپی و تهدید جو-یونگ
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود؛ سه کامیون دیگر نیز در اطراف شهر اینسونگ منفجر میشوند. جو-یونگ واقعاً چیزی برای از دست دادن ندارد و همین او را به شدت خطرناک میکند. در همین حال، مان-سیک پس از انفجار، تمام زندگیاش را جلوی چشمانش دیده است. او فقط از اینکه میتواند به دیدن جونگ-آ برگردد، سپاسگزار است، اما دونگ-جو راضی نیست. او برای دیدن کمیسر میرود و از او میخواهد مسئولیت اعمالش را بپذیرد. این لحظات پرفشار، فضای پایان سریال پسر خوب را هرچه بیشتر متشنج میکند.

اعترافات پان-یئول و شبکههای پنهان در پایان سریال پسر خوب
پان-یئول سرانجام تسلیم میشود و اعتراف میکند که دهها مقام ردهبالا در اینسونگ سالهاست که با جو-یونگ در ارتباط بودهاند و باز کردن این گرههای فساد آسان نخواهد بود. این افشاگری، عمق فساد را در پایان سریال پسر خوب نشان میدهد و چالش بزرگی را پیش روی تیم قهرمان قرار میدهد.
کامیون منفجر نشده و سرنخ یون-ها در پایان سریال پسر خوب
با این حال، مسائل فوریتری برای رسیدگی وجود دارد. یک کامیون دیگر هنوز منفجر نشده است و آنها باید محل آن را پیدا کنند. تنها کسی که ممکن است بداند، یون-ها است. بنابراین، یک بار دیگر حس “دژاوو” به سراغ گروه میآید، زیرا آنها از یون-ها درباره آنچه ممکن است بداند، سوال میکنند. یون-ها ارتباط شگفتانگیزی را با کیم یو-نا، یکی از دختران اداره گمرک، فاش میکند. یو-نا در واقع به جو-یونگ علاقه دارد، بنابراین اگر بتوانند او را پیدا کنند، ممکن است بتوانند جو-یونگ را نیز به دام بیاندازند. این سرنخ حیاتی، نقطه عطفی در تلاش برای رسیدن به پایان سریال پسر خوب است.
تلهای برای جو-یونگ در هتل ویکتوری
گروه، یو-نا را پیدا میکنند، که اعتراف میکند تشویق شده بود تا با جو-یونگ از کشور خارج شود. قرار بود در هتل ویکتوری یکدیگر را ملاقات کنند، پس گروه از این موقعیت برای به دام انداختن جو-یونگ استفاده میکند. اما آنها تنها کسانی نیستند که به دنبال او هستند، زیرا یاکوزا نیز در حال جستجو است.
پس از اینکه جو-یونگ سعی کرد (و البته شکست خورد) با آنها معامله کند، باندها تشنه خون هستند و این بدان معناست که هر کسی که با جو-یونگ همسو باشد، اکنون در وضعیت دشواری قرار دارد. جو-یونگ همچنین یک جلسه سهامداران در هتل ویکتوری (که خود مالک آن است و آنها در حال حاضر آنجا هستند) برگزار میکند. این موقعیت پرخطر، اوج تنش را در پایان سریال پسر خوب رقم میزند.

نقشه شیطانی جو-یونگ در هتل ویکتوری
وقتی جو-یونگ ظاهر نمیشود، دونگ-جو بوی توطئه را حس میکند و به گروه میگوید که باید هوشیار باشند. یو-نا ممکن است کاملاً صادق نباشد و متاسفانه، کمی بعد این موضوع تأیید میشود. با وجود پودر سیانید سدیم روی کف هتل و ناپدید شدن ناگهانی یو-نا با تاکسی، به نظر میرسد جو-یونگ قصد دارد هتل را منفجر کند. اگر این اتفاق بیفتد، همزمان با جلسه سهامداران خواهد بود و تمام مقامات را فوراً به قتل میرساند.
گروه متوجه میشوند که باید ساختمان را تخلیه کنند و سعی میکنند افراد را بیرون بیاورند. متاسفانه سهامداران آنها را باور نمیکنند، تا اینکه ناگهان همه چراغها خاموش میشوند و گاز از سقف به پایین اسپری میشود. این لحظه نفسگیر، یکی از مهیجترین نقاط در پایان سریال پسر خوب محسوب میشود. برای آشنایی بیشتر با سریالهای هیجانانگیز، میتوانید به معرفی سریال عاشق و دلباخته نیز نگاهی بیندازید.
نجات شهر اینسونگ و رویارویی نهایی در پایان سریال پسر خوب
گروه در نهایت موفق به خروج میشوند، آن هم به لطف دونگ-جو که خود را از پنجره پرتاب میکند و بقیه نیز از پلههای اضطراری استفاده میکنند. اما آنها تنها نیستند، زیرا هان-نا موفق میشود نیروهای کمکی را فرا بخواند و پان-یئول را به عنوان قهرمانی که تمام اینسونگ را نجات داده، نشان دهد. او همچنین تصمیم میگیرد کار درست را انجام دهد و با جرم و فساد مقابله کند، عملاً به شهر و به تبع آن، به خود جو-یونگ اعلام جنگ میدهد. این لحظه پیروزی، آغازگر نبرد نهایی در پایان سریال پسر خوب است.
دستگیری جو-یونگ: پایانی بر شرارت
اما پلیس اولین کسانی نیستند که جو-یونگ را پیدا میکنند، بلکه یاکوزا زودتر میرسد. افراد یاکوزا، جو-یونگ را در اسکله، در حالی که قصد فرار با یک قایق خارجی را دارد، گیر میاندازند. آنها او را کتک میزنند تا اینکه جونگ-هیون و دونگ-جو به همان انبار میرسند و تصمیم میگیرند او را بازداشت کنند. پس از یک درگیری با یاکوزا (و همچنین آقای بک و بقیه اوباش باقیمانده در بیرون)، بک برای بازجویی برده میشود در حالی که دونگ-جو همچنان از جو-یونگ که به آب میپرد و سعی در غرق کردن خود دارد، عقب میماند.
با این حال، در زیر آب، دونگ-جو او را دستبند میزند و مرد را به ساحل میآورد. به نحوی آنها این کار را دور از قایقی که تازه از آن پریدند، انجام میدهند، اما مهمترین چیز این است که جو-یونگ دستگیر میشود. این دستگیری، به نقطه اوج در پایان سریال پسر خوب میرسد.
پیامدهای نبرد و آینده شخصیتها در پایان سریال پسر خوب
در پی تمام این اتفاقات، دونگ-جو برای بهبود وضعیت خود توانبخشی میکند، در حالی که هان-نا تمام مدت از او حمایت میکند. دونگ-جو به دیدن جو-یونگ میرود و به او میگوید که به سر کار بازمیگردد و ترفیع رتبه نیز یافته است. جو-یونگ اشاره میکند که اکنون که او پشت میلههای زندان است، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و همه چیز همچنان فاسد است. دونگ-جو بدبینی او را نادیده میگیرد، اما همان شب، این بدبینی گریبان جو-یونگ را میگیرد، چون یک نگهبان زندان میآید و او را خفه میکند. این پیچ و خمهای نهایی، ابهامات را در پایان سریال پسر خوب افزایش میدهد. برای تحلیل عمیقتر چنین جزئیاتی، میتوانید به کشف نکات مخفی فصل ۳ اسکویید گیم مراجعه کنید.
سرنوشت تیم و نقد نهایی پایان سریال پسر خوب
در مورد بقیه اعضای تیم، آنها برای دستاوردهایشان جشن گرفته میشوند و به موفقیتهایشان افتخار میکنند. به نظر میرسد همه خوب هستند، در حالی که مان-سیک نیز متوجه میشود که همسرش باردار است، چه خبر خوبی! بنابراین، سریال پسر خوب با فینالی به پایان میرسد که واقعاً نشان میدهد این سریال بیشتر بر استعداد بازیگران و طراحی صحنه خود تکیه کرده تا فیلمنامه.
این قسمتها کاملاً ترکیبی از خوب و بد بودهاند و اکنون که گرد و غبار فرو نشسته است، ارزش دارد که درباره برخی از آزادیهایی که نویسندگان با کل طرح و تقریباً همه شخصیتها در اینجا به خود گرفتهاند، اظهار نظر کنیم. برای یک بررسی جامعتر از سریال، میتوانید مقاله سریال پسر خوب را باید دید را مطالعه کنید.
شخصیت دونگ-جو به عنوان یک فرد بیپروا و بیدغدغه شروع شد که بدون فکر خود را در هر موقعیتی پرتاب میکرد. در پایان، او دقیقاً همان شخصیت است. تصور میکنید که چیزی مانند CTE و سندرم “مشتخوری” (صرف نظر از کوری موقت و سردردهای تاولزا) ممکن است برای نرم کردن او کمی کافی باشد، اما نه، او همان مردی است که در آغاز سریال بود. در واقع، نکته آزاردهنده در مورد این قوس شخصیتی این است که او اساساً از دکتر چند قرص و کمی توانبخشی گرفته و حالا کاملاً خوب است.
او حتی ترفیع هم گرفته است! در حالی که من خواهان مرگ او نیستم، کمی تواضع بیشتر در مورد وضعیت او برایش بسیار مفید بود. ما همچنین پیگیری زیادی در مورد زندگی خانوادگی جائه-هونگ نداشتیم، که همه این مشاغل را برای پول انجام میداد و سپس… دیگر نیازی به آن نداشت؟ با وجود اینکه او یکی از جالبترین شخصیتهایی بود که میشد به آن پرداخت، پایان سریال پسر خوب این شخصیت بزرگ را برای بخش زیادی از سریال به حاشیه راند. هان-نا نیز فقط در اینجا به عنوان یک تیرانداز ماهر حضور دارد و شخصیت او نیز در طول این ۱۶ قسمت، با وجود اینکه نقش اصلی زن را ایفا میکرد، واقعاً توسعهای پیدا نکرد.
جمع بندی
با این حال، این قسمت پایانی تمام گرههای باز را برطرف میکند و بسیاری از جنبههای زیرکی و حیلهگری جو-یونگ را در طول دراما توضیح میدهد. دیدن سقوط او قطعاً رضایتبخش بوده است، حتی اگر خوب بود کمی بیشتر در اینجا ببینیم. به طور کلی، سریال پسر خوب اتلاف کامل استعدادهای عالی بوده است. این سریالی است که به طرز ناامیدکنندهای بیش از یک بار از هدف خود منحرف شده است، و هیچ مقدار از اکشن یا بازیگری عالی نمیتواند این واقعیت را پنهان کند.




