آیا یک تصویر میتواند باعث انفجار یک رابطه عاشقانه شود؟ شاید پاسخ این سؤال در ماجرای پرحاشیه خیانت دانیال به الهه، زوج مطرح رئالیتیشوی «عشق ابدی»، نهفته باشد. آنها تا همین چند هفته پیش با هم زندگی میکردند، عاشقانه میخندیدند، در استوریها کنار هم مینشستند و مخاطبان را با رابطهای نسبتاً سالم و صمیمی همراه کرده بودند. اما انتشار یک عکس در تلگرام – تصویری از دانیال در کنار ترانه و نگار داداشلو – همهچیز را زیر و رو کرد.
الهه با دیدن آن تصویر، سکوت را شکست و در تلگرام نوشت:
«وقتی من اونجا نیستم، چطور اینقدر راحت تو بغل دوستپسرم لم دادی؟»
و این آغاز «پایان» بود.
فهرست مطالب
خیانت یا سوءتفاهم؟
در ادبیات روانشناسی، خیانت تنها محدود به رابطه فیزیکی نیست. اصطلاح “Emotional Infidelity” یا خیانت احساسی، در منابعی مانند Psychology Today به عنوان نوعی از بیوفایی تعریف میشود که طی آن فرد با شخصی خارج از رابطه، صمیمیت ذهنی، عاطفی یا رفتاری پیدا میکند؛ حتی اگر هیچ تماس فیزیکی رخ نداده باشد.
الهه دقیقاً به همین نکته اشاره دارد. او نگار و ترانه را به صمیمیت بیش از حد با دانیال در غیاب خود متهم کرد. از نگاه او، این رفتاری “پشتپردهای” و نوعی «سوءاستفاده از فرصت نبودن» بود. شاید الهه از لحاظ احساسی صدمه دید چون حس کرد اعتمادش بازیچه شده. جملهای که شاید خیلیها از او در تلگرام شنیدند، همچنان در ذهن دنبالکنندگان مانده:
«من اینجوری تو بغلش ننشستم، اما اینا چرا اینقدر راحت این کارو میکنن؟»
ماجرای خیانت دانیال به الهه
واکنش دانیال
دانیال در ابتدا، شاید به رسم ادب یا ناتوانی در پاسخ مستقیم، سعی کرد آرام حرف بزند. در یک ویس خطاب به مخاطبان گفت:
اما این لحن آرام، با یک جمله الهه تغییر کرد. الهه تهدید کرد که اگر «دهنتو نبندی، چیزایی میگم که به ضررت تموم میشه.» پس از این جمله، دانیال تمام پیامهایش را از کانالش پاک کرد و با جملهای کوتاه نوشت:
«باشه، تو خوبی، من بدم.»
اما آیا این جمله یک تسلیم از روی درک بود یا نشانهای از فشار بیشازحد و ضعف؟ پاسخ روشن نیست. برخی این واکنش را «فرار از مسئولیت» نامیدند، برخی «بلوغ عاطفی». اما در هر دو حالت، چیزی واضح بود: رابطه تمام شده بود.
الهه در چندین پیام اشاره کرده که فشار ناشی از عمومی شدن رابطهشان در برنامه «عشق ابدی»، یکی از دلایل اصلی انفجار احساسی او بوده است. او گفت:
«رابطه من با دانیال خصوصی بود، ولی یهویی همهچیز عمومی شد. این یعنی هر حرف، هر رفتار، هر عکس، یه قضاوت عمومی میشه.»
این نوع بحران در برنامههای مشابه هم دیده شده. اگر به رئالیتیشو نقاب نگاه کنیم، متوجه میشویم که روابط انسانی در چنین فضاهایی، همیشه در معرض انفجارند. ترکیب استرس ضبط، رقابت، دوربین، داوری دیگران و نیاز به دیدهشدن، معجونی میسازد که هیچ رابطهای از آن در امان نمیماند.
یکی از ویسهای الهه که بیشترین بازنشر را در میان مخاطبان داشت، حاوی جملهای کلیدی بود:
«نقطه گذاشتم. هیچکسی دیگه توی این داستان برنمیگرده.»
او تصریح کرد که هیچ ارتباطی با نگار، ترانه یا دیگر اعضای «عشق ابدی» ندارد و نخواهد داشت. نه دلش میخواهد، نه اعتمادش اجازه میدهد. در واقع او نه تنها از دانیال جدا شد، بلکه یکباره خودش را از تمام «اکوسیستم عشق ابدی» خارج کرد. حرکتی که شاید بیش از یک تصمیم احساسی، یک تصمیم بقای عاطفی باشد.
رابطه الهه و دانیال بر پایهی وابستگی سریع اما پرتنش شکل گرفت. این وابستگی در ابتدا جذاب بود، اما در طول زمان با رشد چالشها، به ترکیبی از خشم، وابستگی و کنترل بدل شد. در ادبیات دلبستگی، این نوع رابطه را میتوان در طبقهبندی دلبستگیهای ناپایدار قرار داد: رابطههایی که همزمان با جذب عمیق، دچار اضطراب از دست دادن و ترس از خیانتاند.
رفتار الهه بعد از «تصویر صمیمیت» با نگار یا همان خیانت دانیال به الهه، دقیقاً همان واکنش ذهنیست که در افراد با دلبستگی ناایمن مشاهده میشود: انفجار احساسات، تهدید به افشاگری، نیاز به قطع ارتباط فوری، اما همزمان میل به شنیده شدن. شاید همین تضاد، این ماجرا را اینقدر قابل لمس کرده است.
نتیجه گیری
در پایان این تحلیل بلند، همچنان نمیتوان با قطعیت گفت که خیانت اتفاق افتاده است یا نه. اما نکته کلیدی اینجاست: برای الهه، احساس خیانت به اندازهی وقوع واقعی آن دردناک بوده. برای او، رفتار دانیال چیزی کمتر از شکستن اعتماد نبوده؛ چه به نیت، چه به ظاهر.
خیانت در بسیاری از موارد، نه با یک رابطه فیزیکی، که با بیتوجهی، سکوت، نزدیکیهای بیدلیل و «رفتارهایی که در نبود تو رخ میدهند» تعریف میشود. از این منظر، شاید بتوان گفت: الهه خیانت دید، حتی اگر دانیال خیانت نکرد.
خیانت دانیال با نگار داداشلو
پرسش های متداول درمورد خیانت دانیال به الهه
آیا خیانت دانیال به الهه واقعی بود؟
هیچ مدرکی برای رابطه فیزیکی وجود ندارد. اما الهه معتقد است که «صمیمیت بیش از حد» در غیاب او، خودش نوعی خیانت است.