در دنیای برنامههای واقعنما یا همان “رئالیتی شو”، مرز باریکی بین صداقت و بازیگری وجود دارد که مخاطب را همیشه درگیر حدس و گمان نگه میدارد. برنامه «عشق ابدی» نیز از این قاعده مستثنی نیست و در قسمتهای اخیر، شاهد رفتارهایی بودیم که تحلیلگران را به فکر واداشته است. یکی از موضوعات داغی که در این روزها نقل محافل شده، بحث ترحم خریدن در عشق ابدی توسط برخی شرکتکنندگان است. واقعاً فکرش را میکردید که در برنامهای که هدفش یافتن نیمه گمشده است، استراتژیهای مظلومنمایی تا این حد پررنگ شود؟
حالا بریم سراغ تحلیل دقیقتر این ماجرا و ببینیم چه کسی واقعاً خودش است و چه کسی دارد با ترحم خریدن در عشق ابدی برای جلب نگاهها نقشه میکشد. طبق بررسیهای انجام شده، برخی شرکتکنندگان برای رهایی از فشارهای روانی یا سفید کردن چهره خود در نظر مخاطب، آگاهانه یا ناخودآگاه به سراغ این تکنیک میروند تا جایگاه خود را در ویلا تثبیت کنند.
تکنیک های ماندن در عشق ابدی
در بسیاری از رقابتهای تلویزیونی، شرکتکنندگان میدانند که محبوبیت نزد مخاطب، کلید ماندگاری است. برخی با تکیه بر ویژگیهای شخصیتی مثبت جلو میآیند و برخی دیگر با استفاده از تکنیکهای روانشناختی سعی در جذب حمایت دارند. در این فصل، نگاهها به سمت “علی” چرخید؛ کسی که شایعاتی مبنی بر داشتن همسر و فرزند در خارج از برنامه دربارهاش شنیده میشد. اما نکته جالب اینجا بود که برخلاف انتظار، او از بدبختیهایش داستانی نساخت و نخواست با تعریف کردن سختیهای زندگی، راه ترحم خریدن در عشق ابدی را پیش بگیرد.

او تا اینجا رفتاری درست و حسابی از خود نشان داده و از داستان زندگیاش برای مظلومنمایی و ترحم خریدن در عشق ابدی استفاده نکرده است. جالب است که حتی در فضای متشنج بیرون از ویلا نیز حواشی مشابهی وجود دارد؛ برای مثال درگیری پرستو صالحی و سحر قریشی با جملاتی مثل «شغل منو دزدید هیچی نگفتم!» نشان میدهد که ادعای مظلومیت چقدر در فضای رسانهای خریدار دارد. اصلاً به نظر شما تعریف کردن سختیها همیشه به معنای فریب دادن مخاطب است یا گاهی واقعاً نیاز به همدلی وجود دارد؟
سیاست های پشت پرده ی عشق ابدی
وقتی صحبت از سیاستهای رفتاری به میان میآید، نمیتوان از “احسان” چشمپوشی کرد. او که از دید تحلیلگران فردی با سیاست است، دقیقاً میداند چه حرفی را کجا و چطور بیان کند. او با اینکه در ظاهر به روژان ابراز علاقه میکرد، اما در واقعیت چشمانش به دنبال کیمیا بود. این نوع رفتار دوگانه نشان میدهد که برخی شرکتکنندگان ترجیح میدهند به جای ترحم خریدن در عشق ابدی، از درِ سیاست و مدیریت احساسات وارد شوند.
در این میان، شایعاتی مثل اعتیاد کیمیا در عشق ابدی که در محافل پیچیده، میتواند یکی از همان حربههای تخریبی باشد که برای تغییر نظر مخاطب نسبت به یک شخصیت محبوب استفاده میگردد تا او را از مسیر ترحم خریدن در عشق ابدی دور کند. در سمت دیگر، “آیدا” قرار دارد که بسیاری معتقدند حضورش صرفاً برای دیده شدن است. او که سعی میکند با محتوای فان و طنز خودش را در دل مخاطب جا کند، از نظر بسیاری در این امر موفق نبوده و حتی رفتارهایش نوعی تلاش مصنوعی برای ترحم خریدن در عشق ابدی و متفاوت به نظر رسیدن تلقی میشود.
تفاوت های فصل اول و دوم عشق ابدی
یکی از نکات عجیبی که در این تحلیل به آن اشاره شده، تفاوت ماهوی این فصل با فصل گذشته است. در فصل قبل، تنها دستاورد شرکتکنندگان چیزی جز بیاعتمادی، شک، دروغ و ریاکاری نبود. اما در این فصل، انگار فضا کمی تلطیف شده و شرکتکنندگان با حس مثبت و بدون نیاز به ترحم خریدن در عشق ابدی برنامه را ترک میکنند. فرناز حتی از شبنشینیهای دخترانه میگوید که او را یاد دوران خوابگاه میاندازد. این صمیمیتها باعث شده که فضای ترحم خریدن در عشق ابدی کمتر به چشم بیاید، هرچند که پیچیدگیهای عاطفی همچنان باقی است.

برای مثال، افشاگری جنجالی کیمیا از اکس یاشار و این ادعا که یاشار اکس خود را از بقیه بیشتر دوست دارد، نشان میدهد که سایه روابط گذشته چقدر میتواند بر روابط فعلی سنگینی کند. علاوه بر این، تحلیلگران به موضوعات ظاهری و پوشش شرکتکنندگان نیز نقدهای تندی وارد کرده اند. مقایسه مدل مو و آرایش “نگار” با “طناز” نشان میدهد که رقابت تنها در کلام نیست، بلکه در تصویرسازی نیز جریان دارد. طناز که ادعای طراحی لباس دارد، مورد انتقاد قرار گرفته که چرا با وجود چنین ادعایی، استایل مناسبی ارائه نمیدهد.
این تضادها باعث شده که مخاطب احساس کند برخی به جای تکیه بر تواناییهای واقعی، به دنبال ترحم خریدن در عشق ابدی از طریق نمایش تضادهای درونی خود هستند. در نهایت، زندگی در ویلای عشق ابدی، بازتابی از رفتارهای ما در جامعه است.
بررسی رابطه کیمیا و یاشار در عشق ابدی
یکی از پیچیدهترین روابطی که در این چند قسمت شاهد بودیم، تعاملات میان کیمیا و یاشار بود. در حالی که بسیاری انتظار داشتند این دو به یک ثبات عاطفی برسند، اما رفتارهای ضد و نقیض کیمیا باعث شد تا زمزمههایی درباره استفاده او از تکنیک ترحم خریدن در عشق ابدی به گوش برسد. تحلیلگران معتقد هستند که کیمیا عملاً دستاورد احساسی واقعی در این مدت نداشته و تنها چیزی که او را در مرکز توجه نگه داشته، مدیریت هوشمندانه روابطش بوده است.
واقعاً میان این همه دوربین، تشخیص اینکه چه کسی دارد درد میکشد و چه کسی دارد نقش بازی میکند، کار هر کسی نیست! اصلاً فکرش را میکردید که یاشار با آن همه ادعا، در نهایت اسیر افشاگریهایی شود که میگوید او هنوز اکس خودش را بیشتر از بقیه دوست دارد؟ در واقع، کیمیا با پیش کشیدن گذشته یاشار، ذهن مخاطب را از نقاط ضعف خودش منحرف کرد تا دوباره در جایگاه قربانی قرار بگیرد و از این مسیر به هدفش برسد.
جمع بندی
اگر بخواهیم یک نگاه کلی به اتفاقات اخیر داشته باشیم، باید بگوییم که پدیده ترحم خریدن در عشق ابدی بخشی جدانشدنی از مکانیسم دفاعی افرادی است که در محیطهای ایزوله و رقابتی قرار میگیرند. در حالی که شخصیتهایی مثل “علی” با حفظ کرامت انسانی خود سعی کردند بدون مظلومنمایی مسیر را پیش ببرند، اما دیدیم که در لایههای پنهانی برنامه، هنوز هم تمایل برای جلب توجه از طریق ضعفها وجود دارد.

تفاوت بزرگ این فصل با دورههای قبل در این است که شرکتکنندگان به جای بردن کولهباری از کینه و دروغ، به دنبال ساختن خاطرات مشترک و حسهای مثبت بودند، هرچند که حواشی کات کردنها و افشاگریهای بعد از برنامه نشان داد که واقعیت همیشه با آنچه جلوی دوربین میبینیم متفاوت است. همانطور که تحلیلگران در پایان اشاره میکنند، در روزهای سخت، تنها پناه ما مردم خودمان هستیم. چه در قالب یک شو تلویزیونی و چه در زندگی واقعی، پشتمان را به هم خالی نکنیم و به جای ترحم خریدن در عشق ابدی یا هر رابطه دیگری، سعی کنیم با صداقت و حمایت واقعی کنار هم بمانیم.
حالا نوبت شماست؛ به نظر شما چه کسی در این فصل بیشترین تلاش را برای ترحم خریدن در عشق ابدی انجام داد و آیا موفق شد نظر شما را جلب کند؟ آیا فکر میکنید روابطی که در ویلا شکل گرفته، خارج از آن هم دوام میآورد؟




