فینال فصل دوم مسابقه “زن روز” و برنده شدن مهلا در زن روز، همانند بسیاری از فینالهای برنامههای مد، با حواشی زیادی همراه بود. عدهای او را شایستهترین فرد برای کسب این عنوان دانستند و معتقد بودند که او از هر لحاظ بهترین شرکتکننده بوده است. در مقابل، گروهی دیگر او را متهم به کپیکاری و نداشتن خلاقیت کرده و اعتقاد داشتند که اصلاً حقش نبوده که اول شود.
اگر شما هم جزو افرادی هستید که بین این دو دیدگاه دوگانه قرار گرفتهاید، این مقاله دقیقاً برای شماست. در اینجا، ما مهلا و استایلهایش را نه از زاویه طرفداران و نه از نگاه هیترها، بلکه از واقعیترین زاویه ممکن زیر ذرهبین خواهیم برد تا ببینیم که آیا پیروزی مهلا در زن روز بر اساس معیارهای یک مسابقه استایلینگ، عادلانه بوده است یا خیر.
برنده فصل دوم مسابقه زن روز
واقعاً مهلا یکی از افرادی بود که همیشه زیباترین استایلها را میپوشید. از نظر بصری، نگاه بیننده بهگونهای جذب استایل او میشد که جای هیچ ایرادی باقی نمیگذاشت. خود من هم بهعنوان یک بیننده، میتوانم بگویم که در تکتک قسمتها، استایل مهلا از لحاظ بصری، چند سر و گردن از بقیه شرکتکنندهها بالاتر بود.

حالا واقعاً این سؤال مطرح میشود که دلیل این برتری چه بود؟ آیا او یک نابغه در استایلینگ بود یا عوامل دیگری دخیل بودند؟ باید اعتراف کرد که بخشی از این درخشش را میتوان به حساب خوششانسی او گذاشت که در فصلی افتاده بود که سطح کیفی شرکتکنندگان دیگر واقعاً ضعیفتر از او بودند. در بسیاری از مواقع، خیلی از آنها حتی مفهوم اصلی (کانسپت) مورد نیاز را به درستی متوجه نمیشدند، چه برسد که بخواهند آن را درست استایل کنند. همین اختلاف فاحش باعث میشد که درخشندگی مهلا در مقایسه با سایرین، بیشتر به چشم بیاید.
از لحاظ شخصیتی نیز، مهلا فردی نبود که حاشیهساز باشد و بخواهد به هر قیمتی دیده شود. البته که او مثل هر شرکتکننده دیگری دوست داشت دیده شود، اما همین که تلاش میکرد شخصیتی آرام و «سفید» از خود به جا بگذارد و دوست نداشت وارد حواشی شود، باعث محبوبیت بیشتر او شد. در واقع، ترکیب این شخصیت و خوشپوشی، سبب شد که بسیاری از بینندگان، هدف اصلی مسابقه را فراموش کنند. هدف اصلی برنامه درست استایل کردن و انتخاب بر سر این است که کی استایلیست بهتریه. با این حال، برنده شدن مهلا در زن روز، بیشتر حول محور خوشپوشی او میچرخید.
دفاعیات مهلا در برابر اتهام کپی کار بودن
همانطور که گفته شد، برنده شدن مهلا در زن روز با کامنتهای دوگانهای همراه بود و او خود نیز این نظرات را دریافت کرده بود. به همین دلیل، مهلا تصمیم گرفت در یک ویدیو به این اتهامات پاسخ دهد و توضیحاتی ارائه کند. او گفت که الهام گرفتن از مانکن یا ویترین، در مد یک کار کاملاً استاندارد و پذیرفتهشده است.
او برای دفاع از خود دو نقل قول کلیدی را مطرح کرد:
- نقل قول اول: استایلینگ یعنی خرید هوشمندانه، حتی اگر خرید از روی مانکن باشد.
- نقل قول دوم: استایل یعنی چگونه میپوشی، نه اینکه از کجا انتخاب میکنی.
حالا واقعاً باید بررسی کنیم که آیا این دفاعیات منطقی و به حق هستند یا صرفاً نوعی توجیه برای نحوه شرکت او در مسابقه بودهاند.
آیا خرید از مانکن استایلینگ است؟
جمله اول مهلا مبنی بر اینکه خرید هوشمندانه شامل خرید از روی مانکن است، یک حقیقت نیمه درست است، اما نیمه دیگر آن نادرست (فیک) است. بله، خرید از روی مانکن میتواند بهصرفه و سریع باشد و برای کسی که عجله دارد، جواب میدهد. اما آیا واقعاً اسم این کار استایلینگ تخصصی است؟ خیر.

وقتی شما یک ست کامل را از روی مانکن برمیدارید، شما در واقع صرفاً مصرفکننده آن استایل هستید، نه طراح آن. آن ترکیب توسط یک طراح ناشناس همان برند ساخته شده است و کار شما صرفاً خرید آماده از ترکیب آماده یک برند بوده است. باید بدانیم که خرید هوشمندانه به معنای استایلسازی نیست. متأسفانه، مهلا در این استدلال، «خرید هوشمندانه» را با «استایلسازی» یکی کرده است. این نوعی اشتباه در قاطی کردن مفاهیم یا به تعبیری دیگر، عوض کردن جای مهارت با راحتطلبی است. به همین دلیل، در نظر بسیاری، این نوع استایلینگ نمیتوانست توجیهکننده برنده شدن مهلا در زن روز باشد.
ابهام در تعریف چگونه می پوشی
در مورد جمله دوم (“استایل یعنی چگونه میپوشی، نه اینکه از کجا انتخاب میکنی”)، باید گفت که این جمله از نظر تئوریک زیبا و پرمحتوا است. اما برای توجیه شرایط مهلا، این استدلال ناقص است. چرا؟ چون وقتی یک شرکتکننده تمام آیتمها را یکجا و یکدست از یک مانکن یا ویترین انتخاب میکند، دیگر «چگونه میپوشی» هم در دستان او نبوده است.
«چگونه پوشیدن» از قبل طراحی شده بوده است و کاری که او انجام داده، اجرای چگونه آماده شده یک برند بوده است که این با استایل شخصی تفاوت دارد. واقعاً مهلا در دفاعیاتش، به نوعی با کلمات بازی کرده است تا عمل خود را توجیه کند. اشکال اصلی استدلال مهلا این بود که دو مفهوم کاملاً مجزا یعنی استایل داشتن و استایل ساختن را با هم یکی فرض کرد، در حالی که این دو تفاوت زمین تا آسمان دارند. برای مقایسه بیشتر سطح شرکتکنندگان و فهم بهتر زمینه برنده شدن مهلا در زن روز، میتوانید دلیل اصلی حذف شمیم از زن روز را بررسی کنید.
جمع بندی
واقعاً بدون تعارف، کسی در چنین مسابقهای حق برنده شدن دارد که خودش استایل میسازد. نه کسی که ست کامل و آماده را از تن مانکن میپوشد و صرفاً چون آن لباسها به او میآیند، نمره میگیرد. کسی که از مانکن کپی میکند، واقعاً ارزش قهرمانی ندارد.

اما باید به شرایط فصل دوم هم نگاه کرد: بیشتر شرکتکنندهها غیرخلاق بودند تا خلاق؛ یعنی ما عملاً فردی که واقعاً استایلیست باشد، نداشتیم. از طرف دیگر، مهلا از لحاظ خوشپوشی و جذابیت بصری، با اختلاف زیاد از بقیه بهتر بود. به همین دلیل، چون گزینه خوشتیپتر و بهتری از او در آن جمع نبود و مهلا کاملاً به چشم میآمد، در نهایت، برنده شدن مهلا در زن روز در آن جمع خاص، منطقی به نظر میرسید، اما باید تأکید کرد که این پیروزی در حیطه خوشپوشی بود، نه در حیطه استایلینگ. این درخشش باعث میشد که خوشپوشی با استایلیست بودن اشتباه گرفته شود.
اگر بخواهم نظر شخصی خود را بگویم، مهلا به دلیل کاراکتر آرام، خوشسلیقگی در انتخاب لباسهای آماده و همچنین سطح پایین رقبا، توانست برنده شدن در زن روز را کسب کند. این موضوع باعث شد که بسیاری از شرکتکنندگان این برنامه دچار پشیمانی شوند. آیا او توانست تعریف ما از یک استایلیست خلاق را در یک مسابقه تلویزیونی تغییر دهد؟ این سؤال بزرگی است که هنوز ذهن بسیاری از علاقهمندان به مد را درگیر کرده است. برای پیگیری بحثهای جدید در مورد برنامه، میتوانید اطلاعات مربوط به فصل 3 زن روز را دنبال کنید. واقعاً دوست دارم بدانم نظر شما درباره استایل مهلا و شایستگی او چیست؟




