یکی از اصلیترین دغدغههایی که عشق ابدی به آن دامن زد، مسئله فرهنگ ایرانی است. به گفته نگار داداشلو، این برنامه فقط واقعیت جامعه امروز را به تصویر میکشد و آدمهایی که در آن حضور دارند، همان افراد عادی جامعه هستند که شاید در زندگی روزمره ما نیز دیده میشوند. این دیدگاه ما را به یک پرسش بنیادین میرساند: آیا وظیفه رسانه، نمایش واقعیتهاست، حتی اگر تلخ باشند، یا باید به یک تصویر ایدهآل و دور از واقعیت بسنده کند؟ این دقیقاً همان نکتهای است که نظر مکس امینی درمورد عشق ابدی به آن اشاره دارد و ما را به تفکر بیشتر در مورد واقعیت جامعهمان دعوت میکند.
آیا یک برنامه تلویزیونی میتواند تا این حد بحثبرانگیز باشد که جامعهای را با تمام تفاوتهای فکریاش به دو گروه مخالف تقسیم کند؟ برنامه «عشق ابدی» از همان روزهای اول پخش خود، به یک پدیده اجتماعی تبدیل شد که واکنشهای بسیار متفاوتی را برانگیخت. از یک سو، بسیاری از منتقدان و مخاطبان آن را نمادی از تابوشکنی و واقعگرایی در روابط انسانی میدانند که جسارت به تصویر کشیدن آنچه را که بسیاری پنهان میکنند، پیدا کرده است. از سوی دیگر، عدهای دیگر با دیدگاهی سنتیتر، معتقدند که این برنامه در حال تخریب پایههای فرهنگی و اخلاقی جامعه است.
برخی از منتقدان تندرو، برنامه «عشق ابدی» را یک پروژه طراحیشده توسط عدهای میدانند که هدفش “تخریب افکار جوانان” و “ترویج فساد” است. با این حال، همانطور که نگار داداشلو، گوینده برنامه، با قاطعیت این موضوع را رد میکند، این ادعا کاملاً اشتباه و ناشی از عدم آگاهی است. نگار داداشلو به درستی اشاره میکند که این برنامه تنها محدود به ایران نیست و نسخههای دیگری از آن به زبانهای اسپانیایی، عربی و ترکی نیز وجود دارد. این واقعیت نشان میدهد که این برنامه یک فرمت جهانی است و به یک کشور خاص محدود نمیشود.

تحول اجتماعی از یاهو تا اینستاگرام
برای فهم عمیقتر مفهوم تابوشکنی، نگار داداشلو به تجربههای شخصی و تاریخچه تحولات اجتماعی اشاره میکند. او از دورانی میگوید که گذاشتن یک عکس کوچک در یاهو مسنجر یک عمل غیرمتعارف و جسورانه محسوب میشد. در آن زمان، چنین رفتاری میتوانست به انگزدن و قضاوتهای سنگین منجر شود. اما با گذشت زمان و ظهور پلتفرمهای اجتماعی مثل فیسبوک و اینستاگرام، این رفتارها نه تنها عادی شد، بلکه به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره ما تبدیل گردید، تا جایی که حتی نسل والدین ما نیز به راحتی تصاویر خود را به اشتراک میگذارند.
این روند نشان میدهد که جامعه به تدریج به واقعیتهای جدید عادت میکند و چیزی که دیروز تابو بود، امروز به یک امر عادی تبدیل شده است. این روند در مورد برنامه «عشق ابدی» نیز صادق است. با گذشت زمان و عادی شدن محتوای آن، این برنامه نیز جایگاه خود را پیدا خواهد کرد. برای مثال، واکنشها به عذرخواهی پژمان نیز نشان داد که چگونه فضای اجتماعی در حال تغییر است و مخاطبان، نگاهی متفاوت به جنجالها پیدا کردهاند. این تحولات اجتماعی در راستای تایید نظر مکس امینی درمورد عشق ابدی است که معتقد است تابوشکنی به رشد جامعه کمک میکند.
روابط امروزی و تأثیرات اجتماعی
برنامه «عشق ابدی» با به تصویر کشیدن صریح روابط بین دختران و پسران، بسیاری از والدین ایرانی را نگران کرده است. برخی معتقدند که روابط واقعی اینگونه نیست. اما نگار داداشلو با قاطعیت میگوید که این روابط واقعی است و پنهانکاری نمیتواند واقعیت را تغییر دهد. این برنامه نه تنها روابط را نشان میدهد، بلکه به مخاطب فرصت میدهد تا با دید بازتری به جامعه نگاه کند و ببیند که چه رفتارهایی در جامعه امروزی پذیرفته شده است و چه رفتارهایی نه.

این برنامه همچنین به ما کمک میکند تا آگاهیمان را افزایش دهیم و با نقد آنچه که زمانی عادی تلقی میشد، به سمت جلو حرکت کنیم. بسیاری از طرز فکرهای قدیمی و رفتارهای زنستیزانه که در گذشته به راحتی نادیده گرفته میشدند، اکنون توسط جامعه طرد میشوند. این امر نشاندهنده رشد آگاهی مردم، به ویژه زنان، است که میخواهند حقوق خود را بهتر بشناسند و از آن دفاع کنند. این تغییر در طرز فکر، باعث میشود که بسیاری از رفتارها و باورهای غلط گذشته اصلاح شوند. شاید فحاشی فرشاد به سازندگان عشق ابدی، که جنجال زیادی به پا کرد، نمونهای از همین رفتارهای نادرست باشند که جامعه دیگر آنها را نمیپذیرد و به راحتی از کنارشان نمیگذرد.
گفت و گو با مکس امینی درمورد عشق ابدی
نگار داداشلو در ویدیوی خود توضیح میدهد که قبل از ورود به این برنامه، از مکس امینی درباره نظرش در مورد برنامه «عشق ابدی» پرسیده است. مکس، با وجود اینکه خود برنامه را ندیده، بر این باور است که هر برنامهای که برای سرگرمی مردم ساخته میشود، خوب است و میتواند به تابوشکنی و رشد فکری جامعه کمک کند. اما نکته اصلی در نظر مکس امینی درمورد عشق ابدی، پیام مهمی است که او مطرح میکند: “هیت هیچگاه سازنده نیست.” او تأکید میکند که به جای نفرتپراکنی و انتقادهای تخریبی، بهتر است مردم با فکرهایشان به بهبود برنامهها کمک کنند. این دیدگاه ارزشمند، نظر مکس امینی درمورد عشق ابدی را از یک اظهارنظر ساده فراتر میبرد.
چرا باید نگاهمان را عوض کنیم؟
همانطور که نگار داداشلو در پایان صحبتهایش تأکید میکند، ما در سال ۲۰۲۵ زندگی میکنیم. دیگر نباید انرژی خود را صرف دغدغههایی مانند فحاشی و قضاوتهای قدیمی کنیم. فرهنگ نفرتپراکنی تنها به خود ما آسیب میزند و هیچ کمکی به حل مشکلات نمیکند. واکنش ماهرخ به دوست دختر داشتن پژمان نشاندهنده همین درگیریها و قضاوتهای قدیمی است که هنوز در جامعه وجود دارد و ما باید از آنها عبور کنیم.

در نهایت، این بحثها نشان میدهد که برنامه «عشق ابدی» فراتر از یک برنامه سرگرمی است؛ این برنامه یک آینه است که واقعیتهای جامعه ما را، با تمام خوبیها و بدیهایش، منعکس میکند. شاید سخت باشد که خودمان را در این آینه ببینیم، اما این بهترین راه برای رشد و آگاهی است. نظر مکس امینی درمورد عشق ابدی به ما میآموزد که به جای قضاوت، به دنبال درک و سازندگی باشیم.




