مقدمه
سریال ملکه مانتیس از همان اپیزود نخست توانست نگاهها را به سمت خود جلب کند. این کیدراما با ترکیب ژانر جنایی، روانشناختی و درام خانوادگی، داستانی پیچیده از یک قاتل زنجیرهای زن و پسری که با گذشته تاریک مادرش درگیر است روایت میکند. اپیزود اول نهتنها بیننده را بهسرعت وارد فضای تاریک و پرتعلیق داستان میکند، بلکه زمینه را برای گرههای داستانی عمیقتر در ادامه فراهم میسازد.
شروعی تکاندهنده
قسمت اول سریال ملکه مانتیس با کشف جسدی در کنار رودخانه آغاز میشود. قربانی یک مجرم جنسی است که تازه از زندان آزاد شده و به طرز وحشتناکی کشته شده است؛ زبان او بریده و داخل بدنش گذاشته شده است. این صحنه یادآور قتلهای قدیمی قاتلی با نام “مانتیس” است که سالها قبل بهخاطر جنایتهای بیرحمانهاش دستگیر شد. بازگشت چنین الگوهایی باعث میشود پلیس به سرعت به وجود یک قاتل تقلیدگر مشکوک شود. این شروع، همانند بسیاری از سریالهای جنایی کرهای، با فضایی شوکهکننده همراه است و بیننده را برای ادامه ماجرا مشتاق نگه میدارد.

بازگشت به گذشته و سایه مانتیس
در همان اپیزود اول، ما شاهد فلشبکهایی به سال 2001 هستیم. رئیس پلیس “چوی جونگ-هو” به یاد نخستین پرونده خود میافتد؛ پرونده قاتلی زن به نام “مانتیس” که قربانیانش همگی افرادی با پیشینه سوءاستفاده و خشونت بودند. او با روشهای وحشتناک قربانیانش را از میان برمیداشت. این گذشته سنگین، همچنان بر شخصیتهای کنونی سایه انداخته و نشان میدهد که زخمهای آن دوران هنوز التیام نیافتهاند.
برای درک بهتر نقش زنان در داستانهای تیره و پرهیجان کیدراماها، مرور قهرمانی اوساکا اوجو گنگ در دنیای مبارز زن خیابانی نیز میتواند جالب باشد.
مانتیس زنده است!
نقطه عطف قسمت اول جایی است که بیننده متوجه میشود قاتل اصلی یعنی “ایشین” (مانتیس) هنوز زنده است. او در زندان زندگی لوکسی برای خود ساخته و به هنر و موسیقی مشغول است. اما نکته تکاندهندهتر، رابطه او با پسرش است. پسر او، “سو-یول”، اکنون یک کارآگاه است که ناخواسته باید با گذشته تاریک مادرش مواجه شود. این رابطه پرتنش مادر و پسر، یکی از محورهای اصلی روایت در سریال ملکه مانتیس است.

معرفی شخصیت سو-یول
سو-یول به عنوان یک کارآگاه، شخصیتی چندلایه دارد. او در کودکی قربانی بیتوجهی و آسیبهای ناشی از جرمهای مادرش بوده و حالا در بزرگسالی با خشم فروخورده دستوپنجه نرم میکند. صحنهای که او در تعقیب یک مجرم مواد مخدر مجبور میشود برای نجات یک کودک تیراندازی کند، نشان میدهد که هنوز میان وظیفه و احساسات درونی خود درگیر است. این لایههای شخصیتی به خوبی نوید یک روایت پرچالش را در ادامه سریال میدهند.
جالب است که این تمرکز بر رشد شخصیتها یادآور ساختار برنامههای بقا مانند BOYS II PLANET است؛ جایی که شرکتکنندگان نهتنها باید تواناییهای خود را نشان دهند بلکه با گذشته و ضعفهایشان نیز روبهرو میشوند.
تقابل مانتیس و پسرش
یکی از پرهیجانترین لحظات اپیزود اول، ملاقات مانتیس با سو-یول است. او تنها حاضر است با پسرش درباره پرونده صحبت کند و این موضوع فشار زیادی به تیم تحقیق وارد میکند. فضای سنگین دیدار آنها، با جزئیات ریز رفتاری مانند پیچاندن انگشتان یا نگاههای سنگین، تنش رابطه مادر و فرزند را آشکار میسازد. این صحنهها بهوضوح نشان میدهند که سریال ملکه مانتیس علاوه بر جنبه جنایی، به عمق روانشناختی شخصیتها نیز توجه زیادی دارد.
معمای قاتل تقلیدگر
در نیمه دوم اپیزود، تیم تحقیقات متوجه میشود که قاتل تقلیدگر جزئیاتی از پروندههای قدیمی مانتیس را بازسازی کرده است؛ جزئیاتی که هرگز بهطور عمومی منتشر نشده بودند. این مسئله نشان میدهد که قاتل جدید به پروندههای محرمانه دسترسی داشته و همین موضوع رمزآلود بودن داستان را بیشتر میکند.
این گره داستانی به بیننده یادآوری میکند که مانند برنامه بی مای بویز که هر مرحله آن با چالشهای جدید همراه است، سریال ملکه مانتیس هم قصد دارد با هر اپیزود، لایههای تازهای از رازها را آشکار کند.
نقاط قوت اپیزود اول
اپیزود نخست سریال ملکه مانتیس چندین نقطه قوت برجسته دارد:
- شروعی پرتنش و شوکهکننده که بلافاصله بیننده را جذب میکند.
- تمرکز بر روابط پیچیده خانوادگی، بهویژه میان مانتیس و پسرش.
- بازی درخشان کو هیون-جونگ در نقش مانتیس که همزمان ترسناک و انسانی به نظر میرسد.
- کارگردانی دقیق که موفق میشود فضای تاریک و اضطرابآور داستان را به تصویر بکشد.
نقاط ضعف احتمالی
با این حال، اپیزود اول سریال ملکه مانتیس بینقص نیست. به نظر میرسد در معرفی قاتل تقلیدگر و انگیزههایش هنوز سطحی عمل شده و تمرکز بیش از حد روی رابطه مادر و پسر ممکن است باعث شود بخشهای دیگر داستان کمرنگ شوند. اگر سازندگان بتوانند این تعادل را در قسمتهای آینده حفظ کنند، بدون شک سریال به موفقیتی بزرگ دست خواهد یافت.
جمعبندی
اپیزود اول ملکه مانتیس بهخوبی نشان میدهد که این سریال قرار است ترکیبی از هیجان، رمز و راز و کشمکشهای عاطفی باشد. شخصیتهای عمیق، روابط پرتنش و حضور یک قاتل مرموز تقلیدگر، همه دست به دست هم دادهاند تا این کیدراما را به یکی از موردانتظارترین آثار نتفلیکس در سال 2025 تبدیل کنند. اگر به دنبال یک داستان جنایی با چاشنی روانشناسی هستید، تماشای این سریال را از دست ندهید.




