حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی در قسمت سیوششم مجموعه «رُکشو»، یکی از صریحترین و تکاندهندهترین گفتگوهای رسانهای سالهای اخیر را رقم زد. در این برنامه، ساغر عزیزی که بسیاری او را با نقشهای تاریخیاش میشناسند، نقاب ستاره بودن را کنار گذاشت تا از دردهایی سخن بگوید که سالها در پسِ چهره هنری او پنهان مانده بود. این گفتگو نه از شهرت، بلکه از ریشههای عمیق رنج در کودکی و مسیر دشوار بقا آغاز شد.
زنی که زندگی را تحمل نکرد، از آن عبور کرد
ساغر عزیزی در این بخش از گفتگو به بازخوانی دوران کودکی خود پرداخت؛ زمانی که هویت دخترانه او در محیطی مردسالار به عنوان یک مسئله دیده میشد. او با شجاعتی ستودنی از آرزوی کودکانه خود برای پسر بودن گفت تا شاید از محدودیتها و حذف شدنها رهایی یابد. این روایت نشان داد که ریشههای قدرت امروز او، در فهم عمیق دردهای دیروزش نهفته است. او مادرش را نه به عنوان مقصر، بلکه به عنوان زنی میبیند که خود قربانی سنتهای غلط بوده است. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی فرصتی شد تا لایههای پنهان این زندگی پرفرازونشیب برای اولین بار نمایان شود.

بنبست ازدواج اجباری و حصار خشونت
بخشهای میانی این روایت به دوران تاریک ازدواج اجباری و خشونتهای خانگی اختصاص داشت. عزیزی بدون سانسور از روزهایی گفت که ازدواج نه به عنوان یک انتخاب عاشقانه، بلکه به عنوان ابزاری برای کنترل به او تحمیل شد. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی یادآور این حقیقت تلخ بود که مسیر موفقیت برای بسیاری از هنرمندان زن، از میان صخرههای سخت زندگی عبور کرده است. او از تجربه تلخ خشونت فیزیکی و شبهایی سخن گفت که با ترس سپری میشد اما در نهایت او را به انسانی مصممتر تبدیل کرد.
هنر به مثابه پلی برای بازگشت به خویشتن
ورود به دنیای هنر برای ساغر عزیزی، تنها یک انتخاب شغلی نبود، بلکه راهی برای فریاد زدن و ایستادن روی پای خود بود. او در این گفتگو تأکید کرد که از گذشتهاش فرار نمیکند، بلکه از آن عبور کرده است. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی نشان داد که سینما چطور میتواند مرهمی بر زخمهای کهنه باشد. در تحلیل رسانههای مدرن، گاهی مجموعههایی مانند برنامه پمپ امیرحسین قیاسی به جنبههای متفاوتی از نقد اجتماعی میپردازند، اما رُکشو در این قسمت به عمق روانشناختی یک انسان نفوذ کرد.

تأثیرگذاری بر ذهنیت مخاطب و جامعه هنری
در اوج ناامیدی، عزیزی از زنانی نام برد که بدون قضاوت و شرط، خانهشان را پناهگاه او کردند. او معتقد است که تنها یک دیده شدن ساده کافی بود تا انگیزه لازم برای تغییر زندگی در او بیدار شود. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی پیامی از همبستگی زنانه را مخابره کرد که در تاریکترین لحظات دست او را گرفتند. این بخش از گفتگو، نقطه عطف روایت است؛ جایی که امید به آرامی جایگزین ترس میشود و او تصمیم میگیرد دیگر قربانی باقی نماند.
اهمیت این گفتگو در این است که از مرزهای شخصی فراتر میرود و به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود. ساغر عزیزی با اشتراک گذاشتن جزئیترین دردهای خود، به تمام کسانی که در موقعیتهای مشابه هستند، پیام قدرت و تغییر را مخابره کرد. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی باعث شد تا سکوت بسیاری از افراد در مواجهه با چالشهای بزرگ زندگی شکسته شود. مجید واشقانی نیز با اجرای صبورانه خود، بستری فراهم کرد تا این حقیقت عریان بدون واسطه به مخاطب برسد.
واکنشهای پس از پخش این قسمت نشان داد که مخاطبان تا چه حد با صداقت او همزادپنداری کردهاند. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی ثابت کرد که پشت چهرههای پرزرقوبرق دنیای هنر، انسانهایی با زخمهای واقعی زندگی میکنند. این برنامه به وضوح نشان داد که شکستن سکوت، اولین قدم برای درمان زخمهای کهنه و بازگشت به آغوش جامعه است.
ققنوسی در قاب واشقانی؛ وقتی حقیقت مرزها را میشکند
در نهایت، قسمت ۳۶ برنامه رُکشو را باید سندی بر توانمندی روح انسان دانست. ساغر عزیزی نشان داد که میتوان از دل ویرانیهای بزرگ، هویتی تازه و مستحکم ساخت. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی پیامی روشن برای جامعه داشت که هیچ بنبستی ابدی نیست. تماشای این گفتگو برای کسانی که به دنبال درک پیوند میان رنجهای انسانی و هنر هستند، تجربهای عمیق خواهد بود. حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی به ما آموخت که حقیقت، تنها راه رسیدن به رهایی است. تکرار مداوم حضور ساغر عزیزی در برنامه واشقانی در ذهن مخاطب، یادآور جسارت زنی است که دیگر نمیترسد.




