دنیای برنامههای واقعنما یا همان ریالیتیشوها همواره با حاشیه و جنجال گره خورده است، اما این بار صحبت های سارا درباره زن روز در فضای مجازی طوفانی به پا کرد که تمام معادلات این برنامه را تغییر داد. سارا، شرکتکننده خوشاستایل، صریح و متولد تیر ماه ۱۳۷۹، در لایو اخیر خود دست به افشاگریهایی زد که کمتر کسی انتظارش را داشت. او با صداقتی که گاهی گزنده به نظر میرسید، اعتراف کرد که اصلاً قصد شرکت در این چالش بزرگ را نداشته و صرفاً به خاطر اصرارهای مداوم و رویاهای قلبی مادرش پا به این عرصه گذاشته است.
جالب اینجاست که او حتی پیش از ورود به استیج، با مطالعه حواشی مربوط به سرنوشت شرکتکنندگان فصل اول زن روز، از فضای سنگین و گاهی خطرناک این رقابت آگاه بود، اما باز هم تصمیم گرفت برای شادی خانوادهاش شانس خود را امتحان کند. در جریان بخشهای مختلف صحبت های سارا درباره زن روز، او به کرات اشاره کرد که حضور در این محیط برایش مثل یک دوره فشرده خودشناسی و به ویژه تمرین «صبر» بوده است؛ چرا که او به عنوان یک تکفرزند که در استانبول زندگی میکند، هرگز عادت نداشته با افرادی که از نظر فکری با آنها همسو نیست، در یک فضای بسته و تحت فشار دوربینها زندگی کند.
افشای ماجرای دزدی در زن روز از زبان سارا
بخش بزرگی از محتوای صحبت های سارا درباره زن روز به یکی از تلخترین و عجیبترین اتفاقات پشتصحنه، یعنی ناپدید شدن کیف شخصی او اختصاص داشت که هنوز هم پسلرزههای آن ادامه دارد. سارا با جزئیات دقیق و لحنی که نشاندهنده ناراحتی عمیقش بود، توضیح داد که در یک بازه زمانی کوتاه ۱۰ دقیقهای بین دو ضبط، کیفش از روی تخت اتاقش ناپدید شد و با وجود جستجوهای فراوان و بازرسی تمام اتاقها، هرگز اثری از آن پیدا نشد. اما نکته جنجالی و دردناک در صحبت های سارا درباره زن روز، مربوط به رفتار دوگانه و غیرمنتظره ملیکا بود.
سارا مدعی شد که ملیکا در پشت دوربین نقش یک دوست بسیار دلسوز و نگران را بازی میکرد و حتی اصرار داشت که سارا وسایل شخصی او را بگردد تا خیالش راحت شود، اما به محض اینکه هر دو روی استیج و در مقابل داوران قرار گرفتند، ملیکا تغییر موضع داد. او سارا را متهم کرد که به بقیه دخترها توهین کرده و همه را دزد نامیده است، در حالی که سارا میگوید فقط به دنبال وسیله گمشدهاش بوده است. این تضادهای رفتاری و بزرگنماییهای هدفمند توسط تیم تولید، سارا را به این باور رسانده که برخی از شرکتکنندگان برای دیده شدن دست به هر تخریبی میزنند.

این موضوع ما را به یاد دلیل درگیری مهناز افشار با کارگردان زن روز میاندازد که نشان میدهد تضاد میان واقعیت پشت صحنه و آنچه در تدوین نهایی به خورد مخاطب داده میشود، همیشه یکی از چالشهای اصلی این برنامه بوده است. اصلاً فکرش را میکردید که یک رقابت مد و فشن، تا این حد به حاشیههای پلیسی و اتهامات شخصی سنگین آلوده شود؟
رازهای زیبایی سارا شرکت کننده زن روز
زمانی که از صحبت های سارا درباره زن روز سخن میگوییم، نمیتوانیم از رکگویی و شجاعت او در مورد جراحیهای زیباییاش بگذریم که این روزها بحث داغ محافل فشن است. سارا با اعتماد به نفس کامل و بدون هیچ واهمهای تایید کرد که عمل پروتز سینه را انجام داده و معتقد است این تغییر فیزیکی، تأثیر مستقیمی بر بهبود «انرژی زنانه» و درخشش استایل او روی استیج داشته است. او حتی جزئیات ۲۵۰ سیسی بودن پروتز را هم پنهان نکرد و گفت این جراحی باعث شده تا حتی طرز راه رفتن، نشستن و انتخاب فرم ناخنهای او هم با ظرافت و زنانگی بیشتری همراه شود.
حالا بریم سراغ بخش خاکستری ماجرا؛ در حالی که سارا در طول گفتگو از داوران برنامه تمجید میکرد، بسیاری از کاربران در کامنتها مدام به موضوع پارتیبازی داوران زن روز برای سارا و نیکو اشاره میکردند. با این حال، سارا در لابلای صحبت هایش با قاطعیت تاکید کرد که تمام میکاپهایش (به جز یک مورد) را خودش انجام داده و بسیاری از لباسهای کلاسیک او در واقع متعلق به کمد لباس قدیمی مادرش بوده است تا ثابت کند سلیقه شخصیاش بسیار فراتر از حمایتهای احتمالی پشتپرده است. او بر این باور است که اگر زنی خودش را همانطور که هست دوست داشته باشد و برای زیباییاش هزینه کند، انتقادات دیگران نمیتواند سدی در برابر پیشرفت او باشد.
شرایط طاقت فرسای ضبط در زن روز
واقعاً پشت آن لبخندهای تصنعی روی استیج و درخشش لباسهای گرانقیمت چه میگذرد؟ بخشی از صحبت های سارا درباره زن روز که باعث تعجب و حتی دلسوزی بسیاری از طرفداران شد، تشبیه فضای مسابقه به «پادگان سربازی» بود. سارا فاش کرد که آنها حدود ۱۵ روز متوالی را در شرایطی سپری کردند که وعدههای غذاییشان بسیار محدود و تکراری بود؛ به طوری که اکثر روزها فقط برنج و نخود برای خوردن داشتند. این رژیم غذایی اجباری و فشارهای عصبی باعث شد او در مدت کوتاهی چندین کیلو وزن کم کند و از ۵۶ کیلو به ۵۲ کیلوگرم برسد.

او همچنین در میان صحبت هایش به یک حادثه ناگوار پزشکی در قسمتهای پایانی (۲۹ و ۳۰) اشاره کرد که برایش بسیار گران تمام شد. سارا به دلیل مصرف یک قرص مسکن ساده برای کاهش دردهای ناشی از ایستادن طولانی، دچار واکنش آلرژیک شدید، کهیر و ورم چشم شد؛ به طوری که مجبور شد در بخشهای مهمی از برنامه با عینک آفتابی ظاهر شود تا ورم صورتش مشخص نشود. سارا با لحنی نیمهشوخی میگوید که حتی با وجود ورم شدید صورت، میمیکهای چهرهاش همیشه حس واقعی او را به داوران لو میدادند، چون او اصلاً بلد نیست نقش بازی کند و تمام احساساتش، از خشم گرفته تا شادی، در چشمانش نمایان است.
نقد شرکت کنندگان زن روز
در بخشهای انتهایی لایو، صحبت های سارا درباره زن روز به نقد تخصصی و بیپروای دیگر شرکتکنندگان رسید که نشان از دانش او در حوزه استایل داشت. او با صراحت گفت که از بیاطلاعی برخی دخترها درباره مبانی اولیه فشن و مفاهیم کلاسیک رنج میبرده است. سارا معتقد است کسی که جسارت پیدا میکند و مقابل داوری با تجربه مثل مهناز افشار میایستد، باید حداقل بداند چه نوع پارچهای پوشیده یا سبک لباسش چیست. سارا با وجود تمام این تنشها، از نیکو، پگاه و پارمیدا به عنوان تنها دختران واقعاً خوشتیپ و باسلیقه برنامه یاد کرد و نشان داد که میتواند در عین رقابت سخت، منصف هم باشد.
سارا در نهایت تاکید کرد که اگرچه این برنامه برایش پر از سختی بود، اما باعث شد به دختری مستقلتر تبدیل شود که حالا میداند چطور در دنیای پر زرق و برق اما بیرحم مد، گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. خلاصه اینکه صحبت های سارا درباره زن روز بار دیگر به همه ما ثابت کرد که در دنیای شهرت، هیچ چیز دقیقاً آنطور که در قاب تصویر به نظر میرسد نیست. او از دختری که در ابتدا فقط میخواست آرزوی مادرش را برآورده کند، به شخصیتی تاثیرگذار تبدیل شد که حالا با شجاعت تمام از حقایق پشتپرده، دزدیها و جراحیها میگوید. تجربیات او نشان داد که دنیای مد در کنار زیبایی، لایههای تاریکی هم دارد.
جمع بندی
در نهایت، صحبت های سارا درباره زن روز به ما نشان داد که پشت زرقوبرق لباسهای گرانقیمت و استیجهای پرنور، دنیایی از فشارهای جسمی و روانی نهفته است. سارا با شجاعت تمام، از دختری که صرفاً برای خوشحالی مادرش وارد یک رقابت غریبه شده بود، به زنی تبدیل شد که حالا با صراحت از حقایق پشتپرده دفاع میکند. او نه تنها از جراحیهای زیبایی خود با افتخار سخن گفت، بلکه پرده از رفتارهای متناقض شرکتکنندگان و شرایط سخت تولید برداشت.

واقعاً تماشای این مسابقه بعد از شنیدن صحبت های سارا درباره زن روز حس متفاوتی دارد. حالا میدانیم که وقتی سارا با عینک آفتابی روی استیج ظاهر میشد، نه برای فشن، بلکه برای پوشاندن آثار یک حساسیت دارویی دردناک بود. اصلاً فکرش را میکردید که یک لایو اینستاگرامی ساده بتواند تا این حد ابعاد پنهان یک مسابقه بزرگ را روشن کند؟ صحبت های سارا درباره زن روز یادآور این نکته بود که در دنیای رسانه، همیشه باید منتظر شنیدن روایت دوم داستان هم بود. سارا با قدرت از تجربه خود به عنوان یک «دوره صبر و استقامت» یاد کرد و حالا به عنوان یکی از چهرههای ماندگار این فصل، مسیر جدیدی را در دنیای مد آغاز کرده است.





یک پاسخ
متنفرم ازش