فصل سوم سریال پرطرفدار اسکوید گیم به تازگی منتشر شده است و همانطور که انتظار میرفت، مملو از جزئیات پنهان، ایسترگها و تئوریهایی است که عمق بیشتری به داستان میبخشند. این مقاله به واکاوی نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم میپردازد و ابعاد مختلف این فصل را از زوایای جدیدی بررسی میکند. از تغییرات در قوانین بازی گرفته تا ارجاعات فرهنگی و هنری، هر جزء کوچک در این سری داستانی، دارای معنا و مفهوم خاص خود است. اگر شما هم از جمله طرفدارانی هستید که به دنبال جزئیات بیشتر در مورد این سریال هستید، حتماً مقاله قسمت 1 فصل سوم اسکویید گیم را مطالعه کنید.
حقایق آشکار شده در فصل سوم اسکویید گیم
یکی از نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم، مظنون بودن بازیکن 246 و کاپیتان کشتی بود. مشخص شد که کاپیتان مستقیماً با فرانت من همکاری میکند و هدفش دور نگه داشتن برادرش از بازیهاست. این ارتباطات پنهان، از همان ابتدا، شک و گمانهایی را در بین بینندگان ایجاد کرده بود.
هنگامی که گیهون در تابوت به تصویر کشیده میشود، این صحنه نمادی از فراتر رفتن او از مرزهای بازی است. او پایان بازیها را پیشبینی میکند، جایی که خودش قرار است بمیرد، اما این بار با چشمان باز نابودی آنها را تماشا خواهد کرد. گیهون که در ابتدا از مرگ دوستانش ناامید و پشیمان بود، در نهایت با رسیدن به آرزویش شاد میشود. این تحول شخصیتی، یکی از نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم است که سیر داستانی او را به اوج میرساند. برای درک عمیقتر از پایانبندی سریال، میتوانید به مقاله تحلیل پایان سریال اسکویید گیم مراجعه کنید.

تغییرات در محیط بازی اسکویید گیم
در خوابگاه بازیکنان، تغییرات قابل توجهی در نوع غذای ارائه شده به چشم میخورد. برخلاف گذشته که غذای بهتری به آنها داده میشد، اکنون فقط سیبزمینی دریافت میکنند. این تغییر، احتمالاً ناشی از شورشی است که بازیکنان به راه انداختهاند و به نوعی به درگیریهای تاریخی اشاره دارد که در آن مردم با کمبود غذا مواجه بودهاند. این غذای سادهتر، نمادی از افرادی است که در طبقات پایین جامعه قرار دارند. به دار آویزان کردن شورشیان به عنوان درسی برای دیگران نیز، کاملاً به اتفاقات مشابه در دنیای واقعی و فیلمها اشاره دارد.
بازی جدید “کلید و چاقو” با ورودی شبیه به قفل و خروجی شبیه به چاقو، از دیگر جزئیات مهم این فصل است. این نظریه مطرح میشود که نقشههای روی دیوارهای خوابگاه در ابتدا بازیهای پایانی را نشان میدادند، اما پس از شورش، طرح بازیها تغییر کرده است. این بازی دو گروه را تشکیل میدهد که شبیه به شورشیان و سیستم فاسد درون بازیها هستند و آنها را مجبور به جنگیدن با یکدیگر میکند.
تقابل شخصیت ها و نماد رنگ ها
یکی دیگر از نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم صحنهای است که بازیکن 22 جای خود را با بازیکن 33 عوض میکند و پیرزن نیز جای خود را با فرزندش. تمام کسانی که در طول بازیها جای خود را عوض کردند، کشته شدند. در یک ریتم تراژیک، پسر پیرزن قصد کشتن فرزند بازیکن 22 را دارد، که منجر به مجبور شدن مادر به کشتن پسرش میشود. پیرزن نیز خودکشی میکند و مادر بازیکن 22 برای نجات جان فرزندش، خود را فدا میکند. در نهایت، بازیکن 33 که تا پایان داستان میرسد، نیز جان خود را از دست میدهد. دو نفری که سعی در کشتن کودک داشتند، پوشش قرمز داشتند و در نهایت کشته شدند، در حالی که کودک زنده ماند.
انتخاب رنگهای قرمز و آبی در رأیگیری، یادآور فیلم ماتریکس است. این رنگها نشاندهنده انتخابی هستند که میتواند بازیکنان را در بازی نگه دارد یا آنها را از این وضعیت خارج کند. این نمادگرایی رنگی، یکی از جذابترین نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم است.
ارجاعات هنری و روانشناختی
قسمت دوم این فصل با نام “شب پرستاره” از نقاشی معروف ونسان ونگوگ الهام گرفته شده است. ونگوگ فردی بود که از نظر روحی آشفته بود و در زمان حیات خود چندان مورد توجه قرار نگرفت. اما پس از مرگش، اهمیت بیشتری یافت و مورد توجه افراد ثروتمند قرار گرفت. این موضوع به نوعی به کارهایی که گیهون انجام میدهد و در نهایت تأثیرگذار میشوند، اشاره دارد. نقاشی ونگوگ، اتاق تیمارستانی را نشان میدهد که او در آن بستری بوده و مکانی وحشتناک را به تصویر میکشد. به طور مشابه، سقف بازیها نیز پرستاره است و قرار است افراد زیادی در آنجا کشته شوند و اتفاقات وحشتناکی رخ دهد.
درهایی که به سمت راهپلهها باز میشوند و پرتگاهی که دیده میشود، پیشبینی برای آینده است. گیهون به اشتباه بازیکن 388 را میکشد و سپس جلوی یکی از همین درها، او را از بین میبرد. روی دیوار نیز نوشتههای کرهای وجود دارد که یکی از آنها میگوید “مراقب مردم باشید”.

توهمات، اعتیاد و نمادگرایی تانوس
دیالوگ دوست تانوس که میگوید “بیایید نصف جهان را از بین ببریم”، کاملاً به دیالوگ تانوس در فصل اول اشاره دارد که خودش از تانوس دنیای مارول الهام گرفته شده است. بازیکن 125، یا مینسو، دو قرص پیدا میکند: یکی آبی و دیگری قرمز/صورتی. او قرص همرنگ کاور قرمزش را میخورد. این صحنه به اعتیادآور بودن قرصهایی که تانوس مصرف میکرده اشاره دارد؛ هر کس حتی یکی از آنها را مصرف کند، درگیر آن شده و مجبور به ادامه دادن میشود. این موضوع همچنین به حرص و طمع موجود در مراحل مختلف بازی اشاره دارد؛ با گذشت زمان و مرگ افراد بیشتر، طمع برای کسب پول بیشتر افزایش مییابد و افراد ترجیح میدهند در بازی بمانند.
کارهای شمن و گروهش نیز از قبل پیشبینی شده بود که به مرگ آنها منجر شود. او به گروه خود خیانت میکند و آنها را رها میکند، و سپس بازیکن 10 نیز به او خیانت کرده و او را پشت در جا میگذارد. مینسو که او را میکشد، تحت تأثیر توهماتی است که از قرصها به دست آورده است. ادعاهای شمن در مورد ارتباط با دنیای ماورا، بعدها در توهمات خود مینسو دیده میشود و به مرگ او منجر میگردد. او حتی مرگ بازیکن 10 را نیز پیشبینی میکند و میگوید “امیدوارم تمام استخوانهایت له شود”، که این اتفاق دقیقاً برای بازیکن 10 رخ میدهد. این سلسله اتفاقات، لایههای جدیدی به نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم اضافه میکند.
نمادگرایی بصری و شخصیت های جانبی
نقاشیهای روی دیوار، به خصوص آن دستهایی که دیده میشود، به نقاشیهایی شباهت دارند که کودکان معمولاً روی در و دیوار میکشند. اما روی در خروجی، دستهای قرمز رنگ بیشتری وجود دارد که نشان میدهد افرادی تلاش کردهاند از این درها عبور کنند اما پشت آنها گیر کرده و کشته شدهاند. این تضاد، بین این دو نوع نقاشی، بسیار جذاب است.
اتاق خروجی برای بازیکن 120، شخصیت رنگینکمانی، نیز یک رنگینکمان بزرگ دارد که مسیر خروج او را نشان میدهد. او حتی در همین اتاق یک نفر را میکشد. وقتی در باز میشود، نوری به او میتابد که نشان میدهد به سمت بهشت میرود. این فداکاری و حمایت سریال از این شخصیتها در فصل دوم قابل توجه بود.
صحنه مرگ پیرزن نشان میدهد که همان چاقویی که بند ناف آن کودک را برید و به او زندگی بخشید، بعدها باعث مرگ پسر خود پیرزن میشود. این نکته نیز بسیار ظریف و جالب بود. همچنین، نقاشی روی دیوار با رنگهایی که یادآور سنگهای اینفینیتی تانوس و حتی رنگ لاک خود تانوس سریال است، یکی دیگر از نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم محسوب میشود.

نقد ساختار سریال اسکویید گیم
با ورود ویآیپیها، ماهیت فاسد و بیاستفاده آنها آشکار میشود. آنها دیگر به عنوان بازیکن وارد بازیها نمیشوند، بلکه به عنوان “پاک کننده” حضور دارند. این در تضاد با فصل اول است که ایلنام و حتی خود فرانت من به عنوان بازیکن وارد بازی شدند. تولد کودک نیز به اتفاقات دنیای واقعی اشاره دارد؛ کودکانی بیگناهی که به دنیا میآیند و خانوادههایشان برای آنها تصمیم میگیرند، در حالی که خودشان هیچ حق انتخابی ندارند و مجبورند در جایی که متولد شدهاند، زندگی کنند تا زمانی که بتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند. این موضوع به بازیکن 11 نیز اشاره دارد که در کره شمالی متولد شد و در یک حکومت دیکتاتوری مجبور به فرار شد.
در خانه کاپیتان، طرح روی شیشهها شبیه به نمادهای همیشگی بازی اسکوید گیم است. روی دیوار، علاوه بر تابلوی استخدامکننده، فرانت من نیز کنار کاپیتان دیده میشود. اما شخصیتی که وارد خانه شده، فرانت من را نمیشناسد. عدم واکنش کاپیتان نسبت به مرگ سگش، نشاندهنده همان ایده و فکری است که ایلنام داشت؛ او سعی میکرد از همه چیز فاصله بگیرد تا بتواند بازیها را بهتر اداره کند. این طرز فکر در ذهن تکتک افرادی که برای او کار میکنند، وجود دارد.
رفتار گیهون در این فصل که نسبت به رأی دادن بیتفاوت شده، به واقعیت جامعه اشاره دارد. افرادی که میدانند رأی آنها تأثیری در اتفاقات آینده ندارد. این بیتفاوتی و جستجو برای مرگ، به کسانی اشاره دارد که به دنبال مرگ میگردند اما مرگ از آنها فاصله میگیرد، و کسانی که از مرگ میترسند و زودتر به سراغشان میآید.
در اتاق ویآیپی، یک نکته دیگر نشان میدهد که آنها چقدر افراد فاسدی هستند؛ میزی که از آن استفاده میکنند، در اصل توسط یک انسان نگه داشته شده است. این موضوع نشان میدهد که آنها از افراد زیردست خود به عنوان ابزار استفاده میکنند. مرگ دوست تانوس نیز به اتفاقاتی اشاره دارد که اعتیاد میتواند بر سر یک فرد بیاورد؛ اینکه او را از زندگی گذشتهاش جدا کرده و به سمت مرگ سوق میدهد، و تمام زندگیاش را از او میگیرد.
در صحنه شام آخر، یک کودک در گهوارهای قرار داده شده که بسیار شبیه به تابوت است. وقتی فرانت من گیهون را دعوت میکند، خودش روی صندلی چرمی راحتی نشسته، اما یک صندلی چوبی ساده به گیهون میدهد. او دقیقاً همان رفتاری را با گیهون تکرار میکند که ایلنام با او انجام داده بود تا بتواند او را جذب کند. فرانت من فکر میکند گیهون که وارد این جریانات شده، شبیه به خود اوست.
برخلاف فصل اول، هیچ یک از طرحهای نقاشی روی دیوارهای خوابگاه به بازیهای آینده راه پیدا نکرد. همچنین، نوشته لاتین “Hodie Mihi Cras Tibi” (امروز مال من است، فردا مال توست)، احتمالاً به مرگ و میرهای پیدرپی و انتقال پول به فردی دیگر پس از مرگ هر بازیکن اشاره دارد. این عبارت همچنین میتواند به کوتاهی زندگی اشاره کند.
یکی از نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم، عملکرد نیروی پلیس است. مشخص نیست که آنها با فرانت من همکاری میکردند یا نه، اما به طور کلی بسیار احمق و کند عمل میکنند. هوانگ نیز با اینکه از کارهای فرانت من آگاه بود، نقش پررنگی ایفا نکرد. او در تمام فصلها به دنبال برادرش بود، اما در نهایت هیچ واکنشی نشان نداد. درگیری بازیکن 11 با معاون فرانت من نیز غیرضروری بود؛ او میتوانست از ماسک استفاده کند تا آسانسور باز شود، همان کاری که هنگام پایین آمدن انجام داد.
در کنار این نقدها، جزئیات دقیقی نیز دیده میشود؛ مثلاً راهپلهای که قبلاً به آن تیراندازی شده بود، هنوز جای گلولهها را دارد. دوربین در آسانسور نیز یادآور 2001: ادیسه فضایی است. انگیزههای معاون فرانت من برای قاچاق اعضای بدن مشخص میشود؛ او خودش به دنبال کلیه بوده و این میتواند به خود فرانت من نیز ارتباط پیدا کند. فرانت من همسر و فرزندش را از دست داده بود. دلیل مرگ همسر باردار فرانت من، نیاز به کبد بود که دیر شده و او همسر و فرزندش را از دست میدهد.
بازی نهایی که به “اسکوید گیم آسمانی” معروف است، عملاً یک بازی نیست. انتظار میرفت که بازی نهایی چالشهایی داشته باشد و بازیکنان را واقعاً مجبور به بازی کند. اما این بازی پایانی صرفاً یک رأیگیری یا تلاش برای زنده ماندن بود که سه نفر را در سه مرحله حذف میکرد. این موضوع بیشتر به نظام سرمایهداری اشاره داشت که در آن شرکتها برای سرنگونی یکدیگر و افزایش سهام خود دسیسه میکنند، و افراد معمولی قربانی بازیهای بزرگ میشوند. آیا فکر میکنید نسخه آمریکایی سریال میتواند به خوبی نسخه اصلی باشد؟
در نهایت، مجسمه ایلنام در کنار لباسش به نمایش گذاشته میشود. در فصل اول، فقط لباس او در دفتر هوانگ دیده میشد. وجود مجسمه میتواند نشانهای از احترام فرانت من به این پیرمرد باشد، هرچند رابطه پدر و فرزندی آنها همچنان بیپاسخ مانده است. با مرگ بازیکن 100 و افتادن او، مشخص میشود که پارچههایی که در دست داشت، همگی یک اندازه بودند و او برای زنده ماندن دروغ گفته بود. اینها تنها بخشی از نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم هستند که این فصل را برای طرفداران جذابتر میکنند. شما چه نکات دیگری را در این فصل کشف کردید؟
سوالات متداول درباره نکات مخفی فصل 3 اسکویید گیم
- آیا تئوریهای طرفداران درباره فصل 3 اسکوید گیم به حقیقت پیوستند؟ بله، بسیاری از تئوریها، به خصوص در مورد نقش کاپیتان کشتی و شخصیتهای مرموز، در این فصل تأیید شدند و به عمق داستان افزودند.
- چه ارجاعات هنری و فرهنگی در فصل 3 اسکوید گیم وجود دارد؟ این فصل ارجاعات متعددی به آثار هنری معروف مانند نقاشی “شب پرستاره” ونگوگ و پلههای اثر اشر دارد. همچنین، نمادگرایی رنگها از فیلم “ماتریکس” و شخصیت تانوس از دنیای مارول نیز در آن دیده میشود.
- آیا تغییرات در قوانین بازی و محیط آن، معنای خاصی دارد؟ بله، تغییرات در غذای بازیکنان و طراحی بازی “کلید و چاقو” به وقایع تاریخی و ساختار طبقاتی جامعه اشاره دارد. این تغییرات غالباً بازتابی از شورشها و نقد نظامهای اجتماعی هستند.





