این روزها اگه گذرتون به سینما افتاده باشه، یا حتی توی شبکههای اجتماعی سری به اخبار سینمایی زده باشید، حتماً اسم فیلم ناتوردشت به گوشتون خورده. یک فیلم ناتوردشت اجتماعی که با قصهای تکاندهنده و برگرفته از واقعیت، تونسته حسابی سروصدا کنه و دل منتقدان و تماشاگران رو ببره. سیدمحمدرضا خردمندان، کارگردان جوون و بااستعداد، با ساخت این فیلم نشون داد که هنوز هم میشه با قصههای واقعی، درامهای تاثیرگذار و پرمخاطب ساخت. محصول سازمان سینمایی سوره و به تهیهکنندگی مهدی فرجی، «ناتوردشت» نه تنها در جشنواره فیلم فجر تحسین شد، بلکه با اکران عمومی هم فروش خوبی رو تجربه کرد. شاید اسم فیلم شما رو یاد رمان معروف «ناطور دشت» جی.دی. سلینجر بندازه، اما خود عوامل فیلم تاکید کردن که این دو هیچ ربطی به هم ندارن و فقط از یک مفهوم مشترک الهام گرفته شده. در این مقاله میخوایم از نزدیک به این فیلم نگاه کنیم و ابعاد مختلفش رو از داستان و بازیگران تا نقدها و بازخوردهای اون بررسی کنیم.
از الهام از واقعیت تا روایت داستانی در «ناتوردشت»
همونطور که گفتیم، «ناتوردشت» یک فیلم اجتماعی هست که از دل یک رویداد واقعی و تلخ بیرون اومده. قصه فیلم با یک جمله رازآلود شروع میشه که حسابی مخاطب رو کنجکاو میکنه: «من وقتی بچه بودم و چیزی میخواستم و برام نمیگرفتن، میرفتم یه گوشه قایم میشدم تا تنبیهشون کنم…». این جمله، در واقع زمینه رو برای یک درام روانشناختی و پر از تعلیق فراهم میکنه که قراره قلب تماشاگر رو به درد بیاره. فیلمنامه رو سیدمحمدرضا خردمندان و حمید اکبری خامنه نوشتن و باید اعتراف کرد که خیلی خوب تونستن یک قصه واقعی رو با چاشنی درام سینمایی ترکیب کنن.
اما ماجرای واقعیای که این فیلم ازش الهام گرفته، مربوط به گمشدن «یسنا»، دختربچه چهار ساله اهل گرگان، توی اردیبهشت سال ۱۴۰۳ هست. یسنا به مدت پنج روز در روستای «یلی بدراق» گم شده بود و این اتفاق، جامعه رو به شدت تحت تاثیر قرار داد. مردم محلی و نیروهای امدادی، با کمک گسترده رسانهها و شبکههای اجتماعی، برای پیدا کردنش بسیج شدن و بالاخره بعد از چهار روز، یک کایتسوار پیداش کرد. فیلم ناتوردشت روایت همین چهار روز هست و سعی میکنه با اضافه کردن خردهداستانهای دیگه، بار دراماتیک قصه رو بیشتر کنه. این رویکرد که فیلمسازان ایرانی از دهه هفتاد بهش علاقه پیدا کردن و داستانهای واقعی رو به پرده نقرهای میارن، توی این فیلم هم به خوبی دیده میشه.
داستان فیلم، ظاهراً درباره یک محیطبان هست که در جستوجوی این دختربچه گمشده، با دغدغههای اجتماعی و انسانی درگیر میشه. فیلم، فراتر از یک روایت ساده از یک حادثه، به مفاهیم عمیقتری مثل وجدان، خودآگاهی و رستگاری میپردازه. شخصیتها در طول فیلم با گذشته خودشون و خطاهایی که مرتکب شدن، روبرو میشن و سعی میکنن راهی برای جبران پیدا کنن. این همون نکتهای هست که «ناتوردشت» رو از یک فیلم صرفاً حادثهای متمایز میکنه.
تحلیل داستان فیلم ناتوردشت: روایت وجدان و رستگاری
یکی از جذابترین جنبههای فیلم ناتوردشت، نام خاص و متفاوت اون هست. همونطور که بالاتر گفتیم، سازندگان فیلم میگن که نام فیلم هیچ ارتباطی به رمان جی.دی. سلینجر نداره و فقط از یک کانسپت در اون الهام گرفتن. کانسپت «ناطور دشت» در واقع به معنای «نگهبان دشت» یا «محافظ» هست و به بخشی از رمان برمیگرده که شخصیت اصلی میگه دوست داره نگهبان بچههایی باشه که در حال بازی در دشت هستن و اگه بخوان از پرتگاه بیفتن، اونها رو نجات بده.

این مفهوم «نگهبانی» و «محافظت» هست که در طول فیلم هم بهش پرداخته میشه. شخصیت اصلی فیلم، احمد، یک محیطبان بازنشسته هست که انگار همیشه در حال محافظت از چیزی بوده، اما حالا در بحرانهای شخصی خودش گم شده. پیدا کردن یسنا، برای اون فقط یک وظیفه نیست، بلکه فرصتی برای پیدا کردن خودش و جبران اشتباهات گذشته است. همین موضوع، فیلم رو به یک درام روانشناختی تبدیل میکنه که میتونه مخاطب رو به فکر فرو ببره. اگر دوست دارید بیشتر با ژانر فیلمهای اجتماعی و تحولات اون در سینمای ایران آشنا بشید، توصیه میکنم به مقاله ما درباره بازگشت خالقان «پوست شیر» با سریالی تازه به نام «یل» سر بزنید.
تیمی که «ناتوردشت» را ساخت
موفقیت هر فیلمی، نتیجه تلاش یک تیم بزرگ و حرفهای هست. در فیلم ناتوردشت هم سیدمحمدرضا خردمندان به عنوان کارگردان، تیمی قوی رو دور هم جمع کرده. خردمندان که فارغالتحصیل رشته کارگردانی از دانشگاه صدا و سیما هست، پیش از این با فیلم «بیست و یک روز بعد» و چند فیلم کوتاه جوایز زیادی برده بود.
در بخشهای فنی هم افراد شاخصی حضور داشتن. مرتضی غفوری مدیر فیلمبرداری بود که با قابهای چشمنواز و نورپردازی درخشانش، به جذابیت بصری فیلم اضافه کرد. حمید نجفیراد تدوینگر کار بود و داریوش صادقپور و حسین ابوالصدق هم صداگذاری و صدابرداری رو به عهده داشتن.
اما یکی از برجستهترین عوامل فیلم، حامد ثابت، آهنگساز شناختهشده سینمای ایران هست. ثابت با موسیقی اوریجینال و ارکسترال خودش، فضای خاص و پر از تعلیقی رو برای فیلم خلق کرده. کاری که ثابت کرده، فقط ساختن چند قطعه موسیقی نیست، بلکه اون موسیقی رو با صداهای محیطی ترکیب کرده تا یک «آمبیانس» صوتی معنادار به وجود بیاره. برای مثال، استفاده از صداهای خشدار آرشهها وقتی که شخصیت منفی فیلم، آیهان، در صحنه حضور داره، به امضای کار ثابت تبدیل شده و پلیدیهای این شخصیت رو به خوبی نشون میده. اگر به دنیای موسیقی فیلم علاقهمند هستید، حتماً سری به مطلب ما درباره شروع 1 میلیاردی فیلم «صبحانه با زرافه ها» در اولین روز اکران بزنید تا بیشتر با این حوزه آشنا بشید.
بازیگران فیلم ناتوردشت: از هادی حجازیفر تا سعید آقاخانی
«ناتوردشت» از بازیگران توانمندی بهره برده که به جذابیت فیلم کمک زیادی کردن. هادی حجازیفر و میرسعید مولویان در نقش زوج اصلی فیلم عالی ظاهر شدن. هادی حجازیفر در نقش احمد، محیطبان بازنشسته، یک بازی قوی و حرفهای از خودش به نمایش میذاره. او تونسته عمق شخصیت احمد رو به خوبی نشون بده؛ شخصیتی که در گذشته خودش گیر کرده و دنبال راهی برای رهایی و جبران هست. خیلی از منتقدان اعتقاد دارن که بازی هادی حجازیفر ناتوردشت، حتی از کارهای قبلیش هم بهتره و تازگی خاصی به نقشش داده.

میرسعید مولویان هم یکی از ستارههای فیلم به حساب میاد. منتقدین زیادی بازی او رو خوب و حتی بهترین نقشآفرینیش بعد از فیلم «تومان» میدونن. البته بعضیها هم معتقدن که نقشش در ابتدای فیلم خیلی چالشبرانگیز نیست و عملکردش عادی به نظر میرسه. در کنار این دو بازیگر، شبنم قربانی، علی صالحی، بابک کریمی، سعید آقاخانی و اردشیر رستمی هم در فیلم حضور دارن.
علی مصطفی در نقش آیهان، شخصیت منفی فیلم، بازی متفاوتی رو ارائه میده، اما نقدهایی هم به کلیشهای بودن شخصیتش وارد شده. منتقدان معتقدن که انگیزههایی مثل اعتیاد یا نیاز مالی که برای این شخصیت در نظر گرفته شده، خیلی سادهانگارانه هست و جلوی پرداخت عمیقتر به جنبههای روانشناختیش رو گرفته. با این حال، باید به تلاش بازیگر برای ارائه یک کار متفاوت احترام گذاشت. سعید آقاخانی هم با حضور کوتاه اما تاثیرگذارش، صحنههایی شیرین و پرانرژی رو در فیلم رقم میزنه. اگه از طرفدارهای بازی هادی حجازیفر هستید و دوست دارید بیشتر با کارنامهاش آشنا بشید، میتونید به هادی حجازیفر در نقش رستم،در فیلم «خون سهراب» مراجعه کنید.
نقدها و تحسینها: نگاهی منصفانه به «ناتوردشت»
فیلم ناتوردشت در جشنواره و بعد از اون، نظرات مثبت و منفی زیادی رو به خودش جلب کرد که اگه بخوایم منصفانه نگاه کنیم، میشه به چند نکته مهم اشاره کرد:
نقاط قوت:
- مضامین عمیق و انسانی: فیلم به خوبی به مفاهیم خودآگاهی و جبران اشتباهات میپردازه و شخصیت اصلی، احمد، با گذشته خودش روبرو میشه و سعی میکنه راهی برای نجات پیدا کنه.
- پایانبندی قوی: پایان فیلم یکی از بهترین بخشهای اون هست و پیامهای انسانی و فلسفی رو به خوبی منتقل میکنه. سکانس رهایی یسنا و بیرون اومدن احمد از چاه، با بازی تاثیرگذار حجازیفر و موسیقی حامد ثابت، خیلی تحسین شده و حسابی در دل مخاطب مینشینه.
- کارگردانی قابل قبول: محمدرضا خردمندان تونسته با مدیریت صحنهها و استفاده از قابهای جذاب، فیلم رو از نظر بصری به اثری دیدنی تبدیل کنه. فیلمبرداری هم با نورپردازی گرم و دقیق، به فضای فیلم عمق بخشیده.
- بازیهای قوی: بازی هادی حجازیفر و میرسعید مولویان از نقاط قوت اصلی فیلم هست که تونستن شخصیتها رو باورپذیر کنن.
نقاط ضعف:
- ریتم و اطلاعاتدهی: بعضی منتقدان معتقدن که سرعت روایت داستان گاهی خیلی بالاست و به مخاطب اجازه نمیده که با شخصیتها و موقعیتها به اندازه کافی ارتباط برقرار کنه. طولانی شدن بخش گمشدن دختربچه هم باعث شده که فیلم در میانه راه کمی کشدار بشه.
- شخصیتپردازی کلیشهای: انتقاد اصلی به شخصیتپردازی «آیهان»، بدمن داستان، وارد شده. منتقدان میگن که انگیزه و رفتار اون خیلی کلیشهای هست و به عمق شخصیتش پرداخته نشده.
- لحن کودک و نوجوان: عدهای هم بر این باورند که کارگردانی، نوع دکوپاژ و گریمها گاهی یادآور سینمای کودک و نوجوان هست که ممکنه برای تماشاگر بزرگسال کمی عجیب باشه.
موفقیت در گیشه و رویای اسکار
با تمام این نقدها و تحسینها، «ناتوردشت» در گیشه هم حسابی موفق عمل کرده. این فیلم از همون روزهای اول اکران فروش خوبی داشت و تونست جای خودش رو در صدر فیلمهای اجتماعی پرفروش پیدا کنه. این استقبال، نشون میده که تماشاگر ایرانی هنوز هم به قصههایی که ریشه در واقعیت جامعه دارن، علاقه زیادی داره.
در سطح بینالمللی هم گمانهزنیها درباره احتمال معرفی فیلم ناتوردشت به عنوان نماینده ایران در اسکار، حسابی داغ شده. این فیلم تمام شرایط لازم برای حضور در این رقابت رو داره و شانس بالایی برای انتخاب داره. البته حواشی مربوط به کمیته انتخاب و درخواست سینماگران برای انتخاب فیلمی دور از دخالت نهادهای دولتی، این پروسه رو پیچیده کرده، اما باید دید در نهایت چه تصمیمی گرفته میشه.
ناتوردشت: فراتر از یک اسم

در نهایت، باید گفت که «ناتوردشت» یک فیلم مهم در سینمای اجتماعی ایران هست که با جسارت به سراغ یک قصه واقعی رفته و سعی کرده تا با پرداختی متفاوت، به مفاهیم عمیق انسانی بپردازه. این فیلم با بازیهای درخشان، موسیقی عالی و پایانبندی قوی، تونسته ضعفهای احتمالی خودش رو پوشش بده و مخاطب رو راضی نگه داره. «ناتوردشت» نشون میده که «نگهبان بودن» و «محافظت کردن» فقط به یک شغل یا وظیفه محدود نمیشه و هر کسی در زندگی میتونه نگهبان وجدان و انسانیت خودش باشه. این فیلم تجربه دراماتیکی هست که به شدت دیدنش توصیه میشه و میتونه ذهن شما رو حسابی درگیر کنه.




