فصل دوم رئالیتیشوی جنجالی «عشق ابدی»، که پیشبینی میشد پرحاشیه باشد، با سرعت نور به یک بحران تمامعیار تبدیل شد. هسته اصلی این بحران، درگیری یلدا و مهیار با علی، برنده نامآشنای فصل اول، است. این مناقشه سهجانبه، که ریشههای آن به روابط عاطفی و اتهامات کپیبرداری بازمیگردد، فراتر از سطح برنامه رفته و به یک موضوع داغ ملی در فضای مجازی تبدیل شده است. این تنها یک بازی برای دیده شدن نیست؛ این جنگی برای آبرو، بقا و تعیین هویت جدیدترین نسل سلبریتیهای این برنامه است. در ادامه، ابعاد این ماجرا و نقش هر یک از طرفین در دامن زدن به این درگیری را به طور مفصل بررسی میکنیم.
یلدا دوست دختر سابق علی عشق ابدی
بدون شک، پررنگترین بخش این مناقشه، سهم یلدا لیزاردی، شرکتکننده جنجالی فصل دوم است. داستان یلدا از جایی آغاز شد که افشا شد او دوست دختر سابق علی بوده است. به دنبال لو رفتن ویدیویی از رابطه قدیمی این دو، علی در یک اقدام دفاعی که منجر به شعلهور شدن بیشتر ماجرا شد، وجود هرگونه رابطه با یلدا را قویاً انکار کرد. درگیری یلدا با علی بلافاصله وارد فاز اتهامات سنگین شد. یلدا در واکنش، با انتشار استوریهای تند و صریح، او را زیر سوال برد و با فریاد «خفه شو علی!» او را به ریاکاری متهم کرد. او در استوری خود گفت: «خدایی بعضیا چه رویی دارن به خدا. بقیه رو دیس میکنن. خودشون مشکلدار عالمن…»
ایلدا به همین جا بسنده نکرد و ابعاد درگیری یلدا و مهیار با علی را به حوزه اخلاقی و مالی کشاند. او مدعی شد که علی از دختران سوءاستفاده مالی و عاطفی کرده و «پول مردم را خورده است». یلدا همچنین گفت علی در فصل اول، در خانه او اقامت داشته و به برنده شدن در برنامه با آویزان شدن به دیگران رسیده است. این سطح از افشاگری، درگیری یلدا و مهیار با علی را از حاشیه معمولی به پرونده افشای سوابق اخلاقی تبدیل کرده است. برای پی بردن به شخصیتهایی که در فصل دوم حضور دارند، حواشی آنها و اینکه آیا باز هم رفیق بازی داریم؟ با ما همراه باشید.

کپی برداری مهیار از علی عشق ابدی
بخش دوم از ماجرای درگیری یلدا و مهیار با علی، نبردی بر سر اصالت و هویت است. مهیار، تتوآرتیست فصل دوم، که با چهره و استایلی متفاوت وارد برنامه شد، هدف اتهام مستقیم علی مبنی بر تقلید قرار گرفت.
علی در لایو خود مدعی شد که مدیران قبلی برنامه به او زنگ زدهاند و گفتهاند که مهیار در طول ضبط برنامه دائماً تکرار میکرده: «من شبیه علیام، من شبیه علیام، عشق منو داره پسره.» علی این تقلید را عامل اصلی حذف مهیار از قسمتهای میانی برنامه (حدود قسمت ۵۰ تا ۶۰) دانست و به این شکل، او را متهم به دنبالهروی و فاقد اصالت بودن کرد. مهیار در برابر این اتهام، با قدرت موضعگیری کرد. او با تأکید بر استقلال شخصیتی خود، گفت که «قرار نیست اگه یکی قبل من اومده باشه تو اون برنامه یه سری حرفا زده باشه، منم بزنم بخوام از اون اسکی برم».
او به صراحت گفت: «نه حاجی من خودم لفظ آدمم، ولی کلاً…» مهیار نه تنها از خود دفاع کرد، بلکه با حمله به شرکتکنندگان فصل اول گفت: «فصل یکو بده بره بعضیاشون دو روهستن فصل دویی ها از همین اولش خفن.» او با طرح این سؤال که «آقا شما خودتون میتونید با یه آدم دو رو رفاقت کنید؟ میتونید با یه آدم دو رو بهش اعتماد کنید؟»، به طور ضمنی علی را در دسته افراد «درو» قرار داد و به این شکل، ابعاد درگیری یلدا و مهیار با علی را به سمت یک مناقشه اخلاقی گسترش داد.

تشدید درگیری علی با یلدا و مهیار
جدا از مسائل شخصی، ساختار تولید فصل دوم نیز به تشدید درگیری یلدا و مهیار با علی دامن زده است:
فصل دوم با یک تصمیم غیرمنتظره و شتابزده آغاز شد. این تصمیم ناگهانی برای شروع زودهنگام برنامه، باعث شده که برنامه بیشتر به حواشی و درگیریهای خارج از سناریو (مانند همین درگیری یلدا و مهیار با علی) وابسته باشد.
نشت اطلاعات حیاتی از برنامه، نشان میدهد که کل رئالیتیشو تحت کنترل کامل نیست. لو رفتن مهمانهای میانی مانند یاسی و همچنین شایعات جدی درباره برنده نهایی، که حتی از طریق یک تدوینگر نیز فاش شده، اعتبار مسابقه را زیر سوال برده است. این افشاگریها سوخت بیشتری به آتش درگیری یلدا و مهیار با علی تزریق کرده است. جزئیات افشا شده درباره پایان فصل، باعث شده برنده فصل دوم عشق ابدی افشا شود.
جمع بندی
درگیری یلدا و مهیار با علی در نهایت، تبدیل به کاتالیزور اصلی فصل دوم شده است. یلدا با افشای روابط شخصی، و مهیار با جنگ هویتی، تضمین کردهاند که نام «عشق ابدی» همچنان در صدر اخبار باشد.
مهیار در بخش پایانی صحبتهای خود به نکته کلیدی اشاره میکند: «ولی در کل مردم عاقلن، شما عاقلید، باهوشید. کسایی بینتون هستن که مو رو از ماست میکشن بیرون و من صادقانه بخوام بهتون بگم من لحظه شماری میکنم برای اون موقعها…» این جمله نشان میدهد که بازیگران خود میدانند که مخاطب به دنبال کشف حقیقت پشت پرده است و آنها نیز در حال ایفای نقشی هستند که در نهایت منجر به دیده شدن بیشتر شود.

درگیری یلدا و مهیار با علی، فارغ از واقعیت ماجرا، موفق شده است توجهات را جلب کند. اما این موفقیت به چه قیمتی است؟ آیا این مناقشه و این سطح از اتهامات اخلاقی، هویت برنامه را به یک میدان تسویهحساب شخصی و جنگ سلبریتیها تقلیل نمیدهد؟ این سؤال اصلی است که با پایان این فصل، پاسخ آن مشخص خواهد شد. درگیری یلدا و مهیار با علی، فعلاً پردهبردار اصلی از چالشهای اخلاقی این نوع برنامهها باقی خواهد ماند.




