جدیدترین فصل از برنامه پربیننده و پرحاشیه “عشق ابدی” ثابت کرد که این برنامه، فراتر از یک نمایش عاشقانه، به یک «مافیای ابدی» تبدیل شده است؛ میدانی برای رقابتهای شدید و افشای شخصیتهای پنهان شرکتکنندگان. تنها پس از گذشت چند قسمت، فضای برنامه با جبههگیریهای شدید و اتهامات متقابل ملتهب شد. در کانون این جنجال، موضعگیری صریح یاسمن علیه یلدا قرار دارد که نه فقط یک بحث ساده، بلکه یک اتهام بزرگ درباره ماهیت «فیک» و «سیاستمدارانه» بودن محبوبیتها در این فصل است. حمله یاسمن به یلدا و سایر محبوبهای این برنامه، کل فلسفه «واقعی بودن» رئالیتیشو را زیر سؤال برد و هشداری جدی به مخاطبان درباره بازیهای پشت پرده داد.
پیش از شروع برنامه نیز حواشی زیادی وجود داشت؛ برای مثال، ما در مقالهای جداگانه به شرکت کنندگان فصل دوم عشق ابدی نگاهی انداخته بودیم که نشان میداد رقابت از چه زمانی شروع شده است. اما حالا که قسمتهای اصلی روی آنتن رفته، ماهیت رقابت تغییر کرده و به نظر میرسد هدف اصلی، برنده شدن در بازی محبوبیت است. در ادامه، جزئیات بیشتری از حمله یاسمن به یلدا و پیامدهای آن را بررسی خواهیم کرد.
حمله یاسمن به یلدا
شاید یکی از بارزترین ویژگیهای فصل دوم، آگاهی کامل شرکتکنندگان از نحوه کار رئالیتیشوها و واکنشهای مخاطبان باشد. یاسمن که خود به دلیل برخوردهای تندش در قسمتهای ابتدایی (از جمله با سجاد) در لیست «منفورترینها» قرار گرفت، حالا با زیرکی، انگشت اتهام را به سوی افرادی گرفته است که به سرعت نور محبوب شدهاند. حمله یاسمن به یلدا و سایر افراد محبوب، ریشه در این دیدگاه او دارد که شرکتکنندگان این فصل، برخلاف فصل اول، «با یک شناخت کامل از ریالیتی شو، از هیت، از محبوب شدن… اومدیم به این برنامه».

از دیدگاه یاسمن، این آگاهی باعث شده است که محبوبیتهای سریع، نه از سر سادگی، بلکه حاصل برنامهریزی دقیق و سیاستمداری باشند. او این سؤال را مطرح میکند که اگر کسی را میبینید که هیچ ایرادی در رفتارش نیست و همه از او خوششان میآید، این فرد قطعاً «اون آدم یک آدم با سیاسته که میدونه چهجوری همه رو خر خودش کنه». این سخنان که مستقیماً محبوبیت یلدا را هدف قرار داده، فراتر از یک بحث ساده و حمله یاسمن به یلدا است و به یک اتهام بزرگ درباره ماهیت فیک و دورویی در برنامه تبدیل شده است.
او با تأکید بر اینکه «از آدمهای دو رو خوشم نمیاد»، دلیل اصلی خود برای فالو نکردن بسیاری از همبازیهایش، از جمله یلدا، را فاش میکند. او در این باره به مخاطبان هشدار میدهد که «یه خورده صبر کنین، اصلاً کلاً دیدتون برمیگرده نگران این قضیه نباشین… این دفعه ماسکا چون خیلی دیرتر میافته». او با این موضعگیری، خود را در جایگاه «منفور صادق» قرار میدهد که حاضر است قضاوتها و هیتها را بپذیرد، اما اصالتش را فدای محبوبیت نکند. حمله یاسمن به یلدا به ما یادآوری میکند که این برنامه بیش از یک شوی عاشقانه، یک بازی پیچیده است.
دفاع یاسمن از رفتارهای خود
یاسمن در دفاع از برخوردهای تند خود، مانند واکنشش به سجاد، تقصیر را به گردن تدوین میاندازد و این موضوع را دلیلی بر وجود سیاست در برنامه و تأییدی بر حمله یاسمن به یلدا میداند. او میگوید: «هیچ آدم نرمالی بدون اینکه کسی بهش حرفی نزنه یهو روش گارد نمیگیره». او مدعی است که سجاد شوخیهای «شوهرعمهای» میکرده و حرفهای مهمی از او، مانند اینکه «اگه دختری چاق باشه مثلاً تو فردا چاق بشی من دیگه تو رو نمیخوام میرم با یه دختر دیگه»، در تدوین کات خورده است.

او با این دفاعیات، خود را «عکسالعمل»ی در برابر «عملی» میداند که دیده نشده و بر صداقت خود در مواجهه با رفتارهای ناشایست پافشاری میکند و این را در تضاد کامل با رفتارهای «سیاسی» محبوبهایی مانند یلدا میداند. او میگوید «نظرات منفی واقعی راجع به رفتار من خیلی واسه شخصیت من و زندگی من سازندهتره» و این یعنی او منفوریت را به جان خریده است.
واکنش یلدا و جبهه گیری علیه نازنین
در حالی که یلدا در مرکز حمله یاسمن قرار داشت و مجبور بود اتهامات «دورویی» را به دوش بکشد، خود او نیز وارد میدان اتهامات شد، اما این بار هدف او نازنین بود. نازنین که به دلیل رفتارهای جنجالیاش با جاوید در قسمت چهارم، به سرعت مورد خشم مخاطبان قرار گرفت و حتی لقب جنجالی «طناز ۲» (اشاره به شخصیت منفور فصل قبل) را دریافت کرد، با واکنش تند یلدا روبرو شد.
یلدا با جملهای کنایهآمیز، رفتار نازنین را زیر سؤال برد و گفت: «وقتی برنامه رو دوباره میبینم میفهمم بعضیا دارن کتابی رو مینویسن که قبلاً نوشته شده بود». این کلام یلدا که نازنین را به کپیبرداری از یک الگوی رفتاری قدیمی و در نتیجه، «فیک» بودن متهم میکند، جالب توجه است. در حقیقت، هر دو سمت درگیری (یاسمن و یلدا) از سلاح «فیک بودن» برای حمله به رقیب استفاده میکنند، هرچند که دلایلشان متفاوت است. جزئیات این درگیری و علت اصلی آن در حمله یلدا به نازنین کاملاً بررسی شده است. این نشان میدهد که نبرد اصلی در این برنامه، نبرد بر سر «اصیل بودن» است و حمله یاسمن به یلدا تنها شروع این افشاگریها بود.

درگیری یلدا و مهیار
تنشها به اینجا ختم نشد. در قسمت چهارم شاهد یک برخورد کوچک اما پر معنا میان یلدا و مهیار نیز بودیم. یلدا در حین صحبت با گفتن «هیس» مهیار را ساکت کرد. اگرچه یلدا بعداً سعی کرد این رفتار را توجیه کند، اما واکنش مهیار، یک تأیید غیرمستقیم بر دلیل حمله یاسمن به یلدا بود. مهیار بدون اشاره مستقیم به نام یلدا، در استوری خود نوشت: «ترس از منفور شدن برای بعضیا انقدر زیاد بود که شجاعت خودشون بودن رو ازشون گرفت». مهیار با این انتقاد پنهان، تلویحاً رفتار یلدا (مانند عذرخواهی و توجیه طولانی پس از یک «هیس» ساده) را به دلیل ترس از دست دادن محبوبیت و جلب رأی منفی مخاطب میداند.
این موضعگیری، یک تأیید غیرمستقیم بر دلیل حمله یاسمن به یلدا بود که معتقد بود محبوبیتها ساختگی و بر پایه سیاست هستند. او میگوید: «خیالم راحته چون بره جلو جاهامون عوض میشه» و «اینو باید بدونی که همه چیز قراره عوض بشه ولی اولش چنان سیل هیتی میاد روت که سکوت میکنی و منتظری که وقتش برسه». این نبرد بین مهیار و یلدا، که ابعاد پیچیدهتری از آن در درگیری یلدا و مهیار پوشش داده شده است، هسته اصلی درام این فصل را تشکیل میدهد و نشان میدهد که حمله یاسمن به یلدا بیدلیل نبوده است.
انتقاد یاسمن به یلدا از دیدگاه مخاطب
تحلیل عمیقتر این درگیریها نشان میدهد که مسئله فراتر از روابط عاشقانه است و در واقع، یک بازی قدرت برای حفظ وجهه عمومی است. حمله یاسمن به یلدا یک زنگ خطر برای مخاطبان بود.

سناریو فصل دوم عشق ابدی
همانطور که یاسمن و مهیار به آن اشاره میکنند، در رئالیتیشوها شرکتکنندگان دچار پدیده «خودآگاهی دوربینی» میشوند. آنها میدانند که هر حرکتشان مورد قضاوت است و این آگاهی، باعث میشود تا افراد به طور ناخودآگاه، شروع به سناریونویسی برای خود کنند تا محبوبیت کسب کنند یا از هیت شدن دوری جویند. حمله یاسمن به یلدا دقیقاً این سناریونویسی و سیاستبازی را نشانه میرود.




