در دنیای پرهیاهوی برنامههای تلویزیونی واقعگرا (ریلیتی شو)، همیشه یک فرمول موفق برای جذب مخاطب وجود دارد: ترکیبی از رقابت هیجانانگیز، درام انسانی و حواشی پشت پرده. برنامه زن روز، که به عنوان جانشینی برای رئالیتیشوی پرحاشیه «عشق ابدی» وارد میدان شد، به سرعت تبدیل به یک پدیده رسانهای پرحاشیه گشت. این برنامه با وجود اینکه قرار بود بستری برای نمایش استعدادها در حوزه مد و فشن باشد، خیلی زود حاشیهها جای اصل ماجرا را گرفتند.
درگیریها و تنشهای بین شرکتکنندهها، به خصوص فحاشی شیرین به فرو، نه تنها در استودیو بلکه در فضای مجازی نیز به موضوعی داغ تبدیل شد. بسیاری از منتقدان معتقدند که این جنجالها، به لطف فرمول حسابشدهای که عوامل برنامه از یک برنامه ترکیهای کپی کردهاند و همچنین رویکرد کارگردان برای ایجاد عمدی تنش، از همان ابتدا برنامهریزی شده بودند. در این میان، جزئیات دعوای شیرین و فرو در زن روز بیش از هر چیز دیگری مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.

نمره دهی داوران زن روز
بخش اصلی این تنشها به موضوع نمرهدهی داوران برمیگردد. بسیاری از شرکتکنندهها، و در صدر آنها شیرین، بر این باور بودند که داورها به فرو نمرات بالایی میدهند که او شایسته آن نیست. این امتیازات بالا صرفاً برای نگهداشتن فرو در رقابت و به بهانه «خلاقیت» به او داده میشد. شیرین در استوریهایش صریحاً اعلام کرد که این نمرات بیدلیل است و تنها برای نگهداشتن فرو در برنامه به او داده میشود. این اتهامات متقابل، آتش فحاشی شیرین به فرو را شعلهورتر کرد.
اما فحاشی شیرین به فرو تنها یک واکنش لحظهای نبود. این رفتار ریشه در دیدگاههای متفاوت این دو شرکتکننده داشت. شیرین با لحنی تند و زننده، استایل فرو را در استوریهایش به تمسخر گرفت و او را با الفاظی چون «بیتربیت» خطاب کرد. او در انتقاد از پوشش فرو، از عبارت «زن روز» استفاده کرد و گفت این شعار به معنای «نامناسب پوشیدن» نیست و پوششی که فرو انتخاب میکند، غیرنرمال و نامناسب است. همچنین شیرین، گریههای فرو در زمان نمرهدهی داوران را «اشک تمساح» خواند و مدعی شد که فرو از احساسات داوران برای بالا بردن نمرهاش سوءاستفاده میکند.
در مقابل، فرو نیز بیکار ننشست. او معتقد بود داوران در حقش بیانصافی کردهاند و او را به «آدم بده» برنامه تبدیل کردهاند. در میان این کشمکشها، پاسخ فرانک سلیمانی به شیرین مقدم منتشر شد که نشان میدهد این درگیریها چقدر علنی و خارج از کنترل شده بودند. این فحاشی شیرین به فرو، تنها یکی از جنجالهای برنامه بود که ماهیت آن را تغییر داد.

درگیری مارال و نیلوفر
این حواشی به روابط بین رقبا و داوران محدود نماند و حتی زندگی شخصی شرکتکنندگان را نیز تحت تأثیر قرار داد. داستان گریه سارا در زن روز برای دوری از تنها پسرش یکی از این نمونههاست. سارا با بیان احساسات واقعی خود از دوری تنها پسرش و ترجیح آرامش او به ادامه رقابت، یک بعد انسانی به برنامه اضافه کرد. این در حالی بود که سایر شرکتکنندگان مانند شیرین و فرو مشغول درگیریهای کلامی بودند.
همزمان با این اتفاقات، حاشیه دیگری با محوریت مارال و نیلوفر در جریان بود. مارال که به همراه سارا و لیلی وارد یک لایو اینستاگرامی شده بود، به شدت عصبانی شد. او نیلوفر را متهم کرد که برای جذب مخاطب (ویو) تا ۵ صبح لایو میگذارد و با حالتی خشمگین از او خواست که دست از سر زندگیاش بردارد. مارال در این لایو به موضوع «ریپورت کردن» پیجش اشاره کرد و گفت برخی برای این کار پول دادهاند. این اتفاقات نشان میدهد که رقابت تا چه حد سمی شده و از فضای برنامه به زندگی شخصی شرکتکنندگان نیز نفوذ کرده بود و فحاشی شیرین به فرو تنها یک نمونه از این درگیریها بود.
جمع بندی
برنامه «زن روز» که با هدف ایجاد یک رقابت سالم در حوزه مد و فشن آغاز شد، به سرعت از مسیر اصلی خود خارج و به میدانی برای نمایش درگیریهای شخصی و حواشی پرشمار تبدیل شد. محور اصلی این حواشی، فحاشی شیرین به فرو بود؛ نزاعی که از انتقاد بر سر نمرهدهی داوران آغاز و به توهینهای علنی در فضای مجازی کشیده شد. مقاله نشان میدهد که ریشه این درگیریها فراتر از سلیقههای متفاوت در استایل است. اتهاماتی چون نمرهدهی ناعادلانه داوران به «فرو» و استفاده از احساسات برای جلب ترحم، بهانهای برای فحاشی شیرین به فرو شد.

این در حالی بود که حواشی دیگری مانند درگیری مارال و نیلوفر یا حتی مشکلات شخصی برخی شرکتکنندگان، همچون داستان سارا، نشان میدادند که این برنامه در بطن خود پر از تنش و رقابتهای ناسالم است. در نهایت، این مقاله به این نتیجه میرسد که «زن روز» بیشتر از یک برنامه فشن، به یک «لذت گناهآلود» برای مخاطبان تبدیل شده است؛ برنامهای که به جای تمرکز بر هنر و خلاقیت، از درام و جنجالهای انسانی برای جذب بیننده استفاده میکند. این حواشی، نه تنها به شهرت برنامه افزود




