سریال بلیط یک طرفه با انتظارات زیادی از سوی مخاطبان منتشر شد. با توجه به تبلیغات و حضور بازیگران شناخته شده، بسیاری امیدوار بودند که این سریال بتواند به اثری درخور در ژانر معمایی و اکشن تبدیل شود. اما قسمت اول سریال بلیط یک طرفه تا چه اندازه توانسته نظر بینندگان را جلب کند؟ آیا این آغاز، نوید یک داستان جذاب و دیدنی را می دهد یا باید همان ابتدا بلیط برگشت را رزرو کرد؟
افتتاحیه ای که مخاطب را پس می زند
یکی از مهم ترین بخش های هر فیلم یا سریال، افتتاحیه ی آن است. اما سریال بلیط یک طرفه در همان سکانس ابتدایی اش با مشکلاتی مواجه می شود که به سختی می توان از آن چشم پوشی کرد. موسیقی ای که حس و حال صحنه را انتقال نمی دهد، دوبله ای که به شخصیت ها نمی خورد، و از همه بدتر، رعایت نکردن یکی از ابتدایی ترین اصول فیلم سازی یعنی “خط فرضی”! این اشتباه باعث شده که زاویه ی دوربین و جهت شلیک شخصیت ها بهگونه ای به نظر برسد که مخاطب را به اشتباه می اندازد و منطق صحنه را کاملاً از بین می برد.
تیتراژی که باور نکردنی است!
تیتراژ سریال بلیط یک طرفه، که می توانست فرصتی برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطب باشد، در عوض با ترکیب اشتباه تصویر و موسیقی ضربه ی دیگری به تجربه ی تماشاگر می زند. تصویری که قرار است فضای جنایی و پلیسی را نمایش دهد، در کنار موسیقی عاشقانه ای که پخش می شود، هیچ تناسبی با یکدیگر ندارند. این اشتباه ابتدایی، نشان دهنده ی عدم دقت در جزییات و هماهنگی تیم سازنده است.

داستانی با ریتم کند و زمان بندی نامناسب
یکی از مشکلات اساسی قسمت اول سریال بلیط یک طرفه، کش دار بودن و زمان بندی اشتباه سکانس ها است. برای مثال، بین دقیقه ی ۱۷ تا ۲۵، یعنی حدود ۸ دقیقه، صرفاً شاهد پخش موسیقی و نمایش یک مراسم هستیم. این میزان از زمان تلف شده، نه تنها اطلاعات جدیدی به مخاطب اضافه نمی کند، بلکه روند داستان را نیز کند و خسته کننده می کند.
از طرفی، مشکل در تدوین باعث شده که گذر زمان در داستان حس نشود. به عنوان مثال، برادر شخصیت اصلی در ترکیه کشته شده و چند روزی از مرگ او گذشته، اما در تدوین و تصویربرداری این تفاوت زمانی به درستی نشان داده نمی شود. ریش شخصیت اصلی که باید بلندتر شده باشد، همچنان به همان اندازه ی قبل است و تفاوتی در چهره ی او دیده نمی شود. این نوع بی دقتی ها باعث می شود که مخاطب نتواند با داستان ارتباط برقرار کند.
مشکلات فنی و غیرمنطقی بودن برخی صحنه ها
علاوه بر مشکلات تدوین و کارگردانی، سریال بلیط یک طرفه در برخی صحنه های مهم خود دچار ضعف های فنی عجیبی است. برای مثال، در یکی از صحنه های کلیدی، شخصیت اصلی در ترکیه با پلیسی که ترکی صحبت می کند، به فارسی حرف می زند و بدون هیچ مشکلی هر دو همدیگر را متوجه می شوند! این گونه سهل انگاری ها نهتنها از باورپذیری داستان می کاهد، بلکه باعث می شود که مخاطب احساس کند سریال بیش از حد ساده انگارانه ساخته شده است.
جمع بندی
در مجموع، قسمت اول سریال بلیط یک طرفه نهتنها انتظارات را برآورده نکرد، بلکه با مشکلاتی که در فیلمنامه، تدوین، دیالوگ نویسی و کارگردانی داشت، باعث ناامیدی بسیاری از مخاطبان شد. ایده ی کلی داستان، پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به یک اثر هیجان انگیز داشت، اما اجرای ضعیف و کلیشه ای آن، باعث شده که این پتانسیل کاملاً هدر برود.





